داد ، پس تنافى بين دو آيه نيست . ( 1 )
و نيز مثنوى در اين قضيّه بر خلاف نصّ قرآن از خود بافته و گفته است :
گر مسبّح باشد از ماهى رهيد * ورنه در وى هضم گشت و ناپديد ( 2 )
مضمون اين شعر را خود ساخته ، و گرنه صحيح همان است كه قبلاً گفته : « حبس و زندانش بدى تا يبعثون » و مضمون روايت و آيه هم همين بود .
فخر رازى در ضمن تفسير آيه مباركه :
والذين اهتدوا زادهم هدى و اتيهُم تقويهم . ( 3 )
« و آنان كه هدايت شدند خداوند هدايت آنان را افزود و پرهيزكاريشان داد . »
مى گويد : معناى آيه آن است كه خداوند آنان را از قول بدون دليل در قرآن نگاه مىدارد ، و از تفسير به رأى حفظ مىكند . ( 4 )
و مورد اتفاق است كه تفسير قرآن جايز نيست در موردى كه خلاف ظاهر باشد مگر با روايت صحيح ، و همچنين مورد اتّفاق است كه : من فسّر القرآن برأيه فليتبّوء مقعده من النار . ( 5 ) « هر كس قرآن را به رأى و نظر خويش تفسير كند جايگاه خويش را از آتش درست كرده است . »
هامش
1 - تفسير الميزان ، 20 / 49 .
2 - مثنوى : دفتر دوّم 3141 .
3 - سوره محمّد ، آيه 17 .
4 - تفسير فخر رازى 28 / 59 .
5 - عوالى اللئالى 4 / 104 ، حديث 154 .