گذاشتى ؟ پس گفت قسم به خدا بجايى رسيدى كه هيچ مخلوقى را بدانجا راه نيست . ( 1 )
و امّا سرگذشت حضرت يونس ( عليه السلام ) .
خداوند در قرآن مىفرمايد :
و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً . . . ( 2 )
در تفسير صافى فرموده است : صاحب الحوت يعنى رفيق ماهى - كه مقصود حضرت يونس است - اذ ذهب مغاضباً . لقومه - يعنى هنگامى كه به جهت خسته شدن از قوم خود و سركشى و طول بىتوجّهى آنان بيرون شد در حالى كه از نافرمانى قوم خويش از اوامر خداوند غضبناك بود . ( 3 )
اين قصّه در سوره يونس نيز مذكور است ، آنجا كه مىفرمايد :
فلو لاكانت قريه آمنت فنفعها ايمانها إلاّ قوم يونس لمّا آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزي في الحياة الدنيا و متّعناهم إلى حين . ( 4 )
« پس چرا نبود شهرى كه ايمان آورد و سود دهدش ايمانش مگر قوم يونس هنگامى كه ايمان آوردند برگشوديم از ايشان عذاب خوارى در زندگانى دنيا را و كاميابيشان داديم تا مدّتى . »
خود مثنوى نيز گويد :
يونست در بطن ماهى پخته شد * مَخلصش را نيست از تسبيح بُدّ
گر نبودى او مسبّح بطن نون * حبس و زندانش بدى تا يبعثون ( 5 )
مفاد اين شعر صحيح است و با آيه قرآن مطابقت دارد كه مىفرمايد :
هامش
1 - تفسير صافى 2 / 456 .
2 - سوره انبياء ، آيه 87 .
3 - تفسير صافى 2 / 102 .
4 - سوره يونس ، آيه 98 .
5 - مثنوى : دفتر دوّم ، 3135 .