حقّ و باطل را به هم آميخته * پردهاى از زر بر او آويخته ( 1 )
خلاصه دو بيت مذكور در اوّل بحث ما و همچنين آنچه عرضه كننده مثنوى به اسم حديث در عنوان آورده است مصداق اين شعر است كه :
ظاهرش چون گور كافر پرحلل * باطنش قهر خدا عزّوجل
البته اين شعر كه مىگويد : « گر بود بد تا بدى كمتر بدى » صحيح است ; زيرا عذاب آخرت نتيجه بديهاى دنيا است ، از اين جهت آرزو مىكند كه كاش كمتر بدى كرده بود - و در مورد مثنوى آرزو آن است كه كاش كمتر گفته و نوشته و سروده بود - اگرچه بگويد :
ربّ ارجعونى لعلّى اعمل صالحاً فيما تركت . ( 2 )
« خدايا مرا برگردان شايد در آنچه پشت سر گذاشته ام عمل نيكى بجاى آورم » زيرا جواب او « كلاّ » است ، چرا كه اگر برگردد دوباره همان كند كه عمر خويش را در آن سپرى كرده بود ، وخداوند فرمايد :
و لو ردّ والعادوا لما نهوا عنه . ( 3 )
« و اگر به دنيا برگردانده شوند به اعمال سابقه خود برخواهند گشت . »
اين افراد هرچه زودتر بميرند براى خودشان بهتر است ; زيرا در آخرت كمتر عذاب خواهند شد ; از اين جهت است كه امام خمينى ( قدس سره ) فرمود : من دعايى بهتر از اين براى صدّام نمىشناسم كه خداوند هرچه زودتر او را مرگ دهد تا عذاب كمتر داشته باشد .
خلاصه كلام آنكه گفته مثنوى در مورد بدكار درست ، ولى نسبت به نيكوكار بسيار گفتار غلطى است ، به عنوان مثال كجا شخصى مثل سلمان فارسى كه عمرى
هامش
1 - در نهج البلاغه چنين فرموده است : و انّما سميّت الشبهة شبهةً لأنّها تُشبه الحقّ . همانا شبهه شبهه ، ناميده شده است چون شباهت به حق دارد . نهج البلاغه صبحى الصالح كلام 38 ، صفحه 81 .
2 - سوره مؤمنون ، آيه 99 .
3 - سوره انعام ، آيه 28 .