واجب آمد چونك آمد نام او * شرح رمزى گفتن از انعام او ( 1 )
و در جاى ديگر گفته :
شمس من و خداى من ، درد من و دواى من
و يا در جاى ديگر مىسرايد :
فتنه و آشوب و خونريزى مجو * بيش از اين از شمس تبريزى مگو ( 2 )
امروزه هم ، شمس و مثنوى خريدار و طرفدار دارند ، اوّل خريدار بزرگ شمس مثنوى است و بالتبع همه اهل اباحه و استعمارگران .
اكنون كه ارادت تام و تمام مولوى را نسبت به شمس تبريزى دانستى بدان كه ثقة الاسلام كلينى رفع اللّه قدره با سند صحيح از حضرت صادق ( عليه السلام ) از پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) روايت كرده است كه فرمود :
المرء على دين خليله . ( 3 )
« هر انسانى بر دين دوست خويش است . »
و به قول شاعر : عن المرء لاتسئل وسل عن قرينه * فإنّ القرين بالمقارن يقتدي ( 4 )
و چه به جا است كه همه رواياتى را كه آيين مجالست و معاشرت را بيان مىكند مطالعه فرماييد ، خداوند به شما توفيق عنايت فرمايد ، إن شاءاللّه .
هامش
1 - مثنوى : دفتر اوّل 123 .
2 - مثنوى : دفتر اوّل 142 .
3 - كافى ، جلد 2 / 375 .
4 - از خود شخص نپرس كه كيست ، بلكه سئوال كن كه دوست او كيست ، زيرا شخص به همراه و همنشين اقتدا مىكند .