گاه خورشيد و گهى دريا شوى * گاه كوه قاف و گه عنقا شوى ( 1 )
تا آنجا كه گويد :
بر مثال موجها اعدادشان * در عدم آورده باشد يادشان
مفترق شد آفتاب جانها * در درون روزن ابدانها ( 2 )
خلاصه حاصل قول به وحدت وجود آن است كه حق تعالى به منزله دريا است و خلق به منزله موجها ، و موج در واقع عين دريا است . ( 3 ) كه گفتهاند :
اين جهان موجهاى اين درياست * موج و دريا يكى است غير كجاست
و باز مثنوى گفته :
كان جهان همچون نمكسار آمدست * هر چه آنجا رفت بىتلوين شدست
اين جهود و مشرك و ترسا و مغ * جملگى يك رنگ شد زان الپ اُلُغ ( 4 )
همانطور كه گفته :
اختلاف خلق از نام اوفتاد * چون به معنى رفت آرام اوفتاد ( 5 )
سپس براى تأييد اين معنى تأييد آورده به اختلاف رومى و ترك و فارس كه همه انگور مىخواستند ، امّا يكى انگور مىگفت ، ديگرى عنب ، سومى ازم و چهارمى استافيل . ( 6 )
در مورد منازعه موسى ( عليه السلام ) و فرعون هم گفته است :
چونكه بىرنگى اسير رنگ شد * موسيى با موسيى در جنگ شد
هامش
1 - مثنوى : دفتر دوّم ، 53 .
2 - مثنوى : دفتر دوّم ، 185 .
3 - خيراتيه 2 / 57 ، و براى اطلاع بيشتر به همين كتاب از ص 52 به بعد مراجعه كنيد .
4 - مثنوى : دفتر ششم ، 1865 ، مغ به معنى بت پرست ، الپ : دلير و الغ به معنى بزرگ است .
5 - مثنوى : دفتر دوّم ، 3741 .
6 - مأخوذ از يونانى به معنى خوشه انگور و به معنى زبان كوچك نيز آمده است و باكتريهاى استافيلوكوك كه مولّد بسيارى از بيمارىها عفونى در انسان مىباشند به مناسبت معنى اوّل به اين اسم ناميده شدهاند ، چون به صورت دانههاى خوشه انگور در كنار هم ديده مىشوند .