او هدايت شده است ، و هر كه را گمراه كند براى او سرپرست و راهنمايى نخواهى يافت .
در بين جمعيت ، كشيشى نصرانى صدا به اعتراض بلند كرد و گفت : خدا كسى را گمراه نمىكند ، جواب نشنيد ، دوباره تكرار كرد ، عمر گفت : بنگريد اگر سخن را تكرار كرد گردن او را بزنيد . ( 1 ) بالأخره عمر نتوانست جواب دهد كه اضلال خداوند سلبى است ، يعنى خذلان بنده و واگذار شدن او از جانب خداوند به خاطر آن است كه بنده الطاف خدا را نپذيرفته است ، نه آنكه مراد ايجاد گمراهى و ضلالت تكوينى باشد .
مرحوم شبّر در تفسير آيه مىفرمايد : من يهد اللّه بلطفه فهو المهتد ، كأهل الكهف ، و من يضلل بِخَذْله فلن تجد الآيه . ( 2 )
يعنى : « هر كس را خداوند به لطف خويش هدايت كند پس او ره يافته است همانند اصحاب كهف ، و هر كه را گمراه كند به خذلان و نكبت خود پس او سرپرست و مرشدى ندارد . »
يكى از مطالبى كه مثنوى به پيروى از مذهب اشاعره بيان مىكند بىعلت بودن خلقت است ، آنجا كه مىگويد :
كار بىعلّت مبرّا از علل * مستمرّ و مستقرّ است از ازل ( 3 )
مرحوم علاّمه در كشف الصدق مىفرمايد : همه اماميه فرمودهاند : « خداوند كارى را انجام نمىدهد و چيزى نمىآفريند مگر براى غرض و مصلحتى . . . و اشاعره گفتهاند : جايز نيست كه خداوند براى غرضى كارى را انجام دهد » سپس به استدلال پرداخته است . ( 4 ) جزاه اللّه خيراً .
هامش
1 - كتاب بيت المقدّس و تحويل قبله ، صفحه 242 .
2 - تفسير شبّر ، 290 .
3 - مثنوى : دفتر پنجم 1929 .
4 - نهج الحق و كشف الصدق : 89 .