نه بهانه كرد و نه تزوير ساخت * نه لواى مكر و حيلت برفراشت ( 1 )
در صورت ظاهر اين دو مذهب مخالف ، بلكه متناقض است ( 2 ) ، يا بايد به فرمايش بهبهانى در خيراتيّه پناه برد . ( 3 )
در اينجا لازم است اين نكته را متذكّر شوم كه مثنوى فراورده و چكيده افكار شمس است ، البته با بيان رساتر و اندوخته علمى بيشتر ، امّا همه را فداى مقدم شمس كرده است .
در كتاب نى نواز اوّل مىنويسد : « مريدان از شمس تقاضا كردند كه تفسيرى بر قرآن برشته تحرير درآورد ; در جواب گفت : امّا من هر روز در حال تغيير و تبديل هستم ، يعنى رأى مستقرّى ندارم كه در تفسير آيات ثبت و ضبط شود . » ( 4 )
بنابراين تناقضات موجود در مثنوى ريشه در عدم ثبات مراد مثنوى يعنى شمس تبريزى دارد .
و باز در مسأله تقدير اشعارى سروده كه صريح در تقدير حتم است ، آنجا كه مىگويد :
گر نبودى مر قصاصى بر جناة * يا نگفتى في القصاص آمد حياة
مر كرا زهره بدى تا او ز خود * بر اسير حكم حق تيغى زند ( 5 )
و در نفى اسباب گويد :
از مسبّب مىرسد هر خير و شر * نيست اسباب و وسائط اى پدر ( 6 )
هامش
1 - مثنوى : دفتر چهارم ، 1389 .
2 - و سابقاً گفتم :
در تناقض گويى آن سرو روان * همچو اشتر در قطار كاروان ،
و الصوفى لامذهب له ، و از اين تناقضات در مثنوى زياد است .
3 - خيراتيه ، ج 2 / 28 .
4 - نى نواز اوّل صفحه 103 .
5 - مثنوى : دفتر اوّل ، 3888 .
6 - مثنوى : دفتر پنجم ، 1554 .