تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر مثنوى ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و بطور كلّى گفته : خلقِ حق افعال ما را موجد است * فعل ما آثار خلق ايزد است ( 1 ) و در جاى ديگر با مثال مقصود خويش را بيان كرده است ، آن جا كه مىگويد : ما همه شيران ولى شير علم * حمله مان از باد باشد دم به دم حمله شان پيدا و ناپيداست باد * جان فداى آن كه ناپيداست باد ( 2 ) و در جاى ديگر آيه شريفه ربّنا ظلمنا انفسنا ( 3 ) را به جبر تأويل كرده است ، و در تفسير آن چنين مىگويد : گفت آدم كه ظلمنا نفسنا * او ز فعل حق نبد غافل چو ما در گنه او از ادب پنهانش كرد * زان گنه بر خود زدن او برنخورد بعد تو به گفتش اى آدم نه من * آفريدم در تو اين جرم و محن نى كه تقدير و قضاى من بد آن * چون به وقت عذر كردى آن نهان ؟ گفت ترسيدم ادب نگذاشتم * گفت من هم پاسِ آنت داشتم ( 4 ) بايد گفت سزاوار نيست كه براى تنزيه آدم صفى اللّه - كه البته دامن او از گناه پاك بوده و اماميّه در جاى خود آيات را تفسير كرده‌اند ( 5 ) - خداوند را متهم كرد . در اشعار بالا مثنوى پاى قضا و قدر را نيز به ميان آورده است . بجا است در اينجا توجّه خوانندگان را به اشعار ذيل كه ظاهراً بر خلاف اشعار پيشين است جلب كنم . از پدر آموز اى روشن جبين * ربّنا گفت و ظلمنا پيش از اين
هامش
1 - مثنوى : دفتر اوّل 1482 . 2 - دفتر اوّل : 603 . و در بعضى نسخه‌هاى مصراع چهارم چنين است : « آنچه ناپيدا است هرگز كم مباد » . 3 - سوره اعراف آيه 23 . 4 - مثنوى دفتر اوّل : 1492 . 5 - مجمع البيان ، ج 2 ، ص 407 . براى اطلاع بيشتر به كتاب « تنزيه الانبياء » تأليف سيد مرتضى ( قدس سره ) ص 9 - 17 مراجعه كنيد .
نقدى بر مثنوى ( فارسي ) — صفحة 327 | ميرزا علي اكبر المصلايي / سيد جواد المدرسي