خانقه نبود به جز آتشكده * مرشدش باشد بتى در بتكده ( 1 )
بعد از اينها ، آيا اقطاب و مرشدها و بزرگان اينها در اين جمهورى اسلامى
چند اعلاميّه عليه امريكا و اسرائيل و صدّام صادر كردند ، كدام دراويش
براى جبهههاى جنگ بسيج شدند ؟ و يا با منافقين جنگيدند ؟ يا من نمىدانم ؟
بالأخره ، در كتاب جواهر فرموده : النوع الثاني : ممّا يحرم التكتسب به لتحريم ما قصد به كآلات اللهو مثل العود و الزمر ( 2 ) . . . ، و همين طور فرموده : النوع الرابع : ما هو محرّم فى نفسه ، و از آنها شمرده غناء را ، و فرموده است : ممكن است كه ادّعا كنيم كه اين مطلب از ضروريات مذهب است و ادلّه ثلاثه يعنى كتاب و سنّت و اجماع بر اين مطلب دلالت دارد . ( 3 )
مرحوم آقا محمد على بهبهانى در كتاب خيراتيه چنين مىفرمايد :
« شيخ عزيزالدين نسفى در كتاب « تصفية القلوب » در مذمّت جمعى از صوفيّه كه شعار خود را در تغنّى به اشعار در اثناى اذكار نموده چنين گفته است : افتخار ايشان به آشنايى ظلمه و مباهات ايشان به تحصيل خرقه و لقمه است . »
تا آنجا كه مىگويد : « عادت ايشان وقاحت و بىحيايى ، و عبادت ايشان خوانندگى و نغمه سرايى است . » ( 4 )
هامش
1 - هيچ نامد از پيمبر يا امام * ناى و بربط را ستايش در كلام
از نيستان تا ورا ببريدهاند * در كنار غافلانش ديده اند
نى نباشد ناى شيطانش بدان * شر فزايد در دل نا بخردان
بشكند آن نى كه ايمانها ببرد * از نفيرش قلب انسانها بمرد
تيغ بايد بر قفاى نى نهند * چون قلم شد عالمى با وى رهند ( إ )
2 - جواهر الكلام ، ج 22 / كتاب بيع مكاسب محرّمه ، ص 25 . يعنى قسم دوّم از چيزهايى كه كسب به آنها بخاطر هدفى كه از آنها منظور است حرام مىباشد مثل آلات لهو همچون رود و نى زدن .
3 - همان مدرك صفحه 44 .
4 - خيراتيه 2 / 389 .