اخذ كرده است ، بلكه مقصود اين است كه وى وارث مكتبى است كه در طول ساليان دراز با تعاليم مذكور عجين گشته و به صورت تابلويى از مكتب نو افلاطونى درآمده است .
نيكلسون شرق شناس معروف و احياگر نام و آثار صوفيّه - از جمله مولوى - نيز از كسانى است كه نظريه مذكور ( وابستگى تصوّف به حكمت نو افلاطونى ) را مورد تأييد قرار داده است . ( 1 ) همچنين نويسندگان ديگرى چون : وينفلد ، براون و . . . ( 2 )
در مورد تشابه تصوّف با آئينهاى ايرانى آقاى همايى مىنويسد : تعليمات فلسفه ايران و حكماى خسروانى در فرقه صوفيه به خوبى نمايان است . ( 3 ) مراسم رياضت كشى و گرسنگى و كم خوارى و خاموشى و بيدارى و خلوت گزينى ، و انواع ذكرهاى سه ضرب و چهار ضرب كه نمونههاى آن در آداب عملى صوفيان بيان گرديده از اعمالى است كه زردشتيان صاحب مجاهده به آن مىپرداختند . ( 4 )
نمونهاى از همانندى مذكور از كتاب « آئين ميترا » نقل مىشود : داوطلبى كه مىخواست وارد جمع مهرىها شود مىبايست ابتدا موافقت مرشد را جلب كند . . . در دين مهرى نوآموختگان بعد از توفيق در امتحانى چند ، مجاز به شركت در مراسم مذهبى مىشوند . . . مثلاً مدت پنجاه روز نوآموز را در گرسنگى نگاه مىداشتند . . . سپس بدن آنها را سخت مىخراشيدند . . . پس از گذشتن چنين مراحلى نوآموختگان به اسرار ژرف دين مهرى واقف مىشدند . ( 5 ) در جاى ديگر مىنويسد : كسى كه واجد شرايط بود از مراحل هفتگانه مىگذشت و به منصب پير مغان ( مرشد مرشدان ) مىرسيد . پير عالىترين منصب در دين ميترا . . . است . ( 6 )
هامش
1 - ميراث صوفيه ، ص 13 .
2 - همان مأخذ .
3 - تاريخ خانقاه در ايران ، ص 36 . نقل از غزالى نامه .
4 - همان مأخذ .
5 - همان مأخذ ، ص 30 .
6 - همان مأخذ ، ص 31 .