بهتر است مطلب را از زبان كسانى كه متمايل و مدافع صوفيه هستند بشنويد : يكى از نويسندگان ، بعد از تصريح به اين نكته كه تصوّف ايرانى با تعاليم اسلام سازگار نبود و نمىتواند برخاسته از كتاب و سنّت باشد ، با اشاره به مفهوم عشق حقيقى مىنويسد : اين مفهوم را آنان ( صوفيه ) از ترجمههاى كتب فلسفى افلاطونيان جديد اخذ كردهاند و همانطور كه مشروحاً ذكر كرديم غير از اين مطلب ، موضوع وحدت وجود و قوس نزول و صعود را هم . . . اخذ كردهاند . نويسنده اضافه مىكند : . . . فلوطين ( سرسلسله افلاطونيان جديد ) مردى سالك و مرتاض بوده و زندگانى را به هيچ نمىشمرده است . ( 1 )
نكته قابل توجه اين است كه مىگويد : مولانا جلال الدين رومى بهترين مترجم و معرف افكار فلوطين و فلسفه نو افلاطونى است . هركس در ديوان و مثنوىِ اين عارف بزرگ كه در حكمِ دايرة المعارف عرفاست تتبّع كرده باشد ، تقريباً تمام مسائل فلسفه نو افلاطونى را در آن خواهد يافت . ( 2 ) مؤلف با اشاره به هنر مولوى در تأويل گرايى ، و لباس اسلامى بر قامت تصوّف ( و مكتب نو افلاطونى ) پوشاندن مىنويسد : مثنوىِ ملاىِ رومى ، از همان بيت اول كه :
بشنو از نى چون حكايت مىكند * وز جداييها شكايت مىكند
تا پايان دفتر ششم كه :
چون فتاد از روزن دل آفتاب * ختم شد والله اعلم بالصواب
كه قريب بيست و شش هزار بيت است همه كتاب مملو از نكات و اشارات حكمت نو افلاطونى است كه مولانا رومى رنگ قرآن و حديث به آن زده و به مذاق مسلمين درآورده و با بهترين اسلوب بيان كرده است . ( 3 )
البته منظور نويسنده اين نيست كه مولوى مستقيماً افكار خود را از منابع نو افلاطونى
هامش
1 - مقدمه گلشن راز ، ص 55 .
نويسندگان ديگر از اين قبيل ، چون غنى زاده ، زرين كوب ، جلال الدين همايى ، سعيد نفيسى ، سخنانى در تأييد اين مطلب ( نفوذ افكار غير اسلامى ) ، دارند .
2 و 3 - عارف و صوفى چه مىگويند . ص 23 .