تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
شرح رويدادهاى 360 تا 336 . در اين اثر گزارش‌هايى نيز دربارهء ايران بود . از آثار او تنها پاره‌نوشت‌هايى در دست است . و اما زادگاه او خيوس جزيره‌اى است كوهستانى در درياى اژه و در باختر آسياى كوچك . اين جزيره كه در آن مردم يونيه زندگى مىكردند ، از سدهء ششم پيش از ميلاد در دست ايرانيان بود و سپس به ترتيب به دست مقدونيه ، روم ، بيزانس و عثمانى افتاد و از سال 1912 دوباره يونانى شد . ( 7 ) . كشور پافلاگن در زمان باستان سرزمينى كوهستانى در شمال آسياى كوچك بود . از سدهء ششم پيش از ميلاد به ترتيب دست‌نشاندهء كشورهاى ليدى ، ايران ، مقدونيه و روم شد . ( 8 ) . خواست اردشير دوم ( 404 - 359 پ . م . ) است . ( 9 ) . بنگريد به يادداشت 7 / 1 . ( 10 ) . به گمان نگارنده واقعيت بايد چنين بوده باشد كه مهمانان اجازه نداشتند به پادشاه بنگرند . ( 11 ) . خواست از بزم جام‌گردان بزمى است كه در آن شراب را به هركسى به نوبت و به اندازهء تحمل او مىدادند و نه اينكه يك جامى را از شراب پر كنند و دست‌به‌دست بگردانند تا هركسى جرعه‌اى چند بنوشد . اين نيز كه مىگويد شراب پادشاه با شراب ديگران فرق داشت - كه اگر چنين بوده رسم نيكى نبوده - مؤيد نظر بالاست . در شاهنامه ( دوم 108 / 69 - 78 ) در توصيف باده‌نوشى پهلوانان آمده است كه رستم يك بلبلى ( به معنى « جام بزرگ ، بلبله » ) را تا پايان مىنوشد . ولى از پهلوانان ديگر تنها زواره برادر رستم است كه مىتواند يك بلبلى بنوشد . اين مثال نيز نشان مىدهد كه در بزم جام‌گردان هركس به نوبت جام را يكباره و تا پايان مىنوشيد . منتها مسؤل شراب ريختن ( كه در عرفان از او به پير مغان تعبير مىكنند ) مىدانست كه شراب هركس را به چه اندازه بدهد . از اينرو جام‌هاى بزرگ ( و به تعبيرى جام جمشيد ) داراى هفت خط بود ( از بالا به پايين ) : جور ، بغداد ، بصره ، ازرق ، اشك ( يا : ورشكر ) كاسه‌گر ، فرودينه . اديب الممالك فراهانى اين هفت خط جام را در بيتى آورده است ( ديوان ، به كوشش وحيد دستگردى ، تهران 1312 ، ص 739 ) :
هفت خط داشت جام جمشيدى * هريكى در صفا چو آئينه