آخرين پادشاه مستقل مصر بود . گويا او پس از شكست از سپاه ايران گرفتار نشد ، بلكه در سال 341 به نوبى ( سرزمينى از اسوان تا خرطوم و از درياى سرخ تا واحههاى باختر نيل ) گريخت و همانجا سر به نيست شد .
( 4 ) . در گزارش 17 نيز روايتى نزديك به اين روايت آمده بود .
( 21 ) -
( 1 ) . دربارهء او - يادداشت 3 / 3 .
( 2 ) . نگارنده چنين گزارشى را بدينگونه باور ندارد و آن را سوء تفاهم مىداند . به گمان نگارنده محتملا پادشاه پارت چنين رفتارى را با كسى مىكرد كه به علتى سخت مغضوب بود و چنين رفتارى با او مجازات پيش از بخشش بود . گونهء انسانىتر آن چنين بود كه جاى نشستن آن شخص را در بزم و بار پادشاه پايينتر از هميشه و يا در نزديكى در نمىنهادند ( نيز - گزارش 21 ) .
( 3 ) . خواست سلوكوس دوم به نام كالينيك
( Kallinikos )
است ( 246 - 225 پ . م ) و خواست از پادشاه پارت اشك يكم ( 247 - ؟ ) است .
( 23 ) -
( 1 ) . كالينيك از مردم ردس
Rhodos )
، جزيرهاى در جنوب باخترى آسياى كوچك ) نويسندهء يونانى از سدهء سوم پيش از ميلاد بود . او در اثرى كه دربارهء اسكندريه در چهار كتاب نوشته بود ، در كتاب چهارم توصيفى از سراپردهء بطلميوس دوم ( 285 - 246 پ . م . ) دارد كه مىتوان از آن آگاهىهاى بسيارى دربارهء سراپردههاى شاهان باستانى بدست آورد .
( 2 ) . توجه شود كه فرش ايران از زمان هخامنشيان شهرت داشت و آن را براى سراپرده و كاخ شاهان صادر مىكردند . دربارهء فرش ايرانى گزارش كهنترى نيز داريم . گزنفون در پرورش كوروش ( پنجم 5 / 7 ) مىنويسد : در لشكركشى كوروش براى نشستن كوروش در زير يك درخت خرما « فرش مادى » انداختند . همو در جايى ديگر كتاب خود ( ششم 2 / 30 ) مىنويسد كه كوروش به سپاهيان خود گفت كه براى آنكه در