تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نمونه هاى ايثار 5 - فرزندان امام حسن ( ع ) در كربلا ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
كسى كه مال خود را مصادره شده مىبيند افسوس ندارد * ولى آن كس كه برادرش را از دست داده افسوس دارد « 1 »
و اين گونه بود هر زمان كه قاسم را مىديد ، در وجودش نشانه‌هايى از امام حسن عليه السلام را جستجو مىكرد . حال چگونه اجازه دهد تا سرنيزه‌هاى بنى اميّه او را در مقابل ديدگانش قطعه ، قطعه كنند . طبق روايت امام حسين عليه السلام به قاسم چنين مىگويد : اى برادر زاده‌ام ، تو از برادرم علامتى به ارث دارى ، مىخواهم زنده بمانى تا تسلاى من باشى . قاسم پيرو سر سخت ولايت و امامت عمويش حسين بود و از سوى ديگر عشق مبارزه و جهاد را زير لواى امام در سر مىپرورانيد و خواستار شهادت در راه خدا بود و آرزوى يارى رساندن به عمويش را داشت . در گوشه‌اى نشست و غمّ و اندوه وجودش را فراگرفت و سر خود را ميان دو پايش قرار داد و بشدّت گريست . به ياد آورد كه پدرش بر بازوى راست وى دعايى بسته است و به وى گفته بود : اگر دچار غمّ و اندوه شدى بايد دعا را باز نموده و با درك معانى آن را بخوانى و هر آنچه نوشته شده است ، بدان عمل كنى .
هامش
( 1 ) -أأدهن رأسي أم تطيب مجالسي * ووجهك مدفون وأنت تريب وليس حريباً من اصيب بماله * و لكن من وارى أخاه حريب