قاسم بويژه به ابى بكر كه گويا قبل از قاسم به شهادت رسيده ، اجازهء مبارزه داد ولى در اجازه دادن به قاسم قدرى تأمّل و ترديد كرد . علّت را نمىدانيم ؟ ولى طبق آن روايات امام فرمود : با حضور تو ، تسلى مىجوئيم .
شايد امام حسين عليه السلام به اين نوجوان محبّت عميق داشته و از حضور او تسلّى مىجوئيد . زيرا نشانههاى برادرش را در او مىيافت . و عشق به امام حسن مجتبى در دل مسلمانان عميق و زياد بود .
حال در قلب امام حسين چه مىگذشت ؟ بويژه اينكه امام دربارهء برادرش مىگفت كه از وى - امام حسين - برتر است .
مشهور است امام حسن عليه السلام پس از تحميل صلح با معاويه در دهه چهل از عمرش ناجوانمردانه و مزوّرانه به شهادت رسيد .
شهادت امام حسن با حوادث ناگوار ديگرى روبرو شد مانند ممانعت از طواف جسدش پيرامون قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، تيرباران كردن جنازه امام با پيكانهاى دشمن و غيره .
اين حوادث دردناك ، غم و اندوه زيادى در قلب ابى عبداللَّه الحسين عليه السلام برجاگذاشت .
امام عليه السلام اين غمّ و اندوه را در دو بيت شعر پس از رفتن برادرش ، بيان داشت :
آيا سر خود را روغن زده و مجلس خود را خوشبو كنم * در حالى كه صورتت دفن شده وجسدت زير خاك است