بهتر از آن است كه با بزرگان در معصيت خدا باشم . « 1 »
پس از آن عبداللَّه بن مسلم به يزيد نامهاى فرستاد و نعمان را متهم به سُستى كرد و يزيد را بر عليه وى تحريك نمود . يزيد از « سرجون » مشاور رومى معاويه دعوت كرد تا در اين باره چارهاى بينديشد ، زيرا معاويه به پسرش توصيه كرده بود تا در مسايل مهم با سرجون مشورت كند .
سِرجون گفت اگر معاويه زنده بود و نظر من را مىخواست ، آيا تصميم او را قبول داشتى ؟
يزيد گفت : آرى . سرجون حكم انتصاب عبيداللَّه بر كوفه را بيرون آورد و گفت اين نظر معاويه است ! !
بدين ترتيب با مشورت سرجون رومى فرماندهى كوفه به ابن زياد واگذار گرديد ، در حالى كه يزيد از ابن زياد ناراضى بود و اگر نياز وى به ابن زياد نبود او را به اين پست نمىگمارد .
هرچند بصره پس از به هلاكت رسيدن معاويه دچار بحران گرديده بود ولى اوضاع كوفه به مراتب خطرناكتر بود ، لذا ابن زياد برادرش عثمان را به حكومت بصره گمارد و خود به سرعت بسوى كوفه عزيمت نمود .
هامش
( 1 ) همان .