مخالفين خاندان بنىاميه - را مقر و محل فرماندهى خود قرار داد و از شيعيان استقبال مىنمود و پيام امام حسين عليه السلام را براى آنان قرائت مىكرد ، آنان با حالى گريان با وى بيعت مىكردند .
تعداد بيعتكنندگان به هيجده هزار نفر رسيد ، پس از آن مسلم بن عقيل براى امام حسين عليه السلام نامهاى نوشت و استقبال مردم را به اطلاع ايشان رساند و درخواست نمود كه به كوفه عزيمت نمايد .
نعمان بن بشير كه از سوى بنىاميه بعنوان والى كوفه منصوب شده بود ، زمانيكه خبر ورود مسلم بن عقيل را شنيد ، بر منبر رفته و سخنانى ايراد نمود و اهالى كوفه از بيانات وى چنين استنباط كردند كه نعمان در امر مخالفت با نهضت ترديد دارد زيرا وى گفته بود :
با كسى كه با من پيكار نكند نخواهم جنگيد ، و به كسى كه بر من نياشوبد ، آسيبى نخواهم رساند و شما را نخواهم برانگيخت و با حدس و گمان و تهمت كسى را دستگير نخواهم كرد . « 1 »
مردان بنىاميه او را به نافرمانى و ضعف متهم كردند ، عبداللَّه بن مسلم به او گفت : آيا موضع تو در قبال دشمنانت چنين است ! ! و نظر مردم ضعيف را مورد ملاك قرار دادهاى ؟
نعمان به وى گفت : با مستضعفين در راه اطاعت خدا بودن ،
هامش
( 1 ) همان ص 336 .