غريب مىگذشت و نمىدانست به كجا روىآورد ! !
عقيل فرزند ابوطالب از نياكان قريش و آشنا به احوال آن روزگار بود ، پدرش ابوطالب او را گرامى مىداشت و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز به وى علاقه داشت . حضرت على عليه السلام روزى از پيامبر صلى الله عليه و آله راجع به علّت محبّت ايشان به عقيل پرسش نمود ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند :
به خدا سوگند من او را از دو جهت دوست دارم يكى بخاطر شخص عقيل و ديگر به خاطر محبّت ابوطالب به وى ، پيامبر افزودند :
پسرش بخاطر دوستى فرزندت كشته مىشود و ديدگان مؤمنين براى او از اشك لبريز خواهد شد و فرشتگان مقرب درگاه احديّت به وى درود خواهند فرستاد « 1 » .
خداوند به عقيل فرزندى ارجمند و نيكو و مبارك عطا نمود و نامش را مُسلم گذارد . نوزاد در خاندان بنىهاشم پروش نيكويى يافت ، خاندانى كه بر آن وحى نازل شد و محور رستاخيز امت و قطب زندگى دينى و سياسى آن است .
در جوانى همانند ديگر جوانان به ارتش اسلام پيوست تا با ديگر رزمندگان ، كشورهاى جهان را فتح كنند .
در فتح مصر از خود رشادتهاى زيادى نشان داد .
تاريخ مىنويسد :
زمانيكه مسلمانان در مصر شهر « بهنسا » واقع در غرب نيل در
هامش
( 1 ) امالى الصدوق ص 114