پديدهها قابليت مساوات و تفاوت ندارند ، مانند جواهر مفارق . زيرا نمىتوان گفت اين نفس با آن نفس مساوى است يا اين نفس از آن نفس بزرگتر يا كوچكتر است .
پديدههاى قسم اول نيز خود بر دو گونهاند :
1 - برخى از پديدههاى قابل مساوات و تفاوت ، به خاطر ويژگى ذات خود ، اين قابليت را دارند .
2 - برخى ديگر از پديدههاى قابل مساوات و تفاوت ، به خاطر ويژگى امرى غير از ذات خود ، داراى اين قابليت هستند . مثلا وقتى گفته مىشود اين زمين با آن زمين مساوى است ، در مورد علت تساوى چنين مىگوييم كه اين زمين ده متر و آن زمين نيز ده متر است . همچنين اگر گفته شود كه اين پارچه بزرگتر از آن پارچه است ، در علت اين مسأله گفته مىشود كه اين پارچه ده متر و آن پارچه هشت متر است .
وقتى در دو مثال فوق دقت كنيم ، درمىيابيم كه علت تساوى دو زمين اين است كه هر دو ده مترند و علت تفاوت دو پارچه اين است كه يكى ده متر و ديگرى هشت متر است .
بنابراين تساوى دو زمين و تفاوت دو پارچه به خاطر ذات زمين و پارچه نيست بلكه به دليل ده متر بودن آن دو و ده متر و هشت متر بودن ايندو است .
اما اگر از شما بپرسند كه چرا ده با ده مساوى و از هشت بيشتر است ، در پاسخ خواهيد گفت اين امر بديهى است و نيازى به اقامهء برهان ندارد .
بنابراين درمىيابيم كه اعداد قابل مساوات و تفاوت هستند ، اما نه به خاطر امرى غير از ذات خود . اين نكته در مورد تمامى كميتهاست نه فقط اعداد ؛ آنچه تاكنون گفتيم اولين خاصيت كمّ بود .
دومين خاصيت كميّتها اين است كه به خاطر ذات خود قابل تقدير و اندازهگيرى هستند . يعنى براى اندازهگيرى كميتها به چيزى غير از خود كميّت نيازى نيست . اما اجسام براى اندازهگيرى كميّتها هستند . بنابراين كميّت به دليل ذات خود قابل تقدير و اندازهگيرى است ؛ اما غير كميّت به واسطهء كميّت اندازهگيرى مىشود .
سومين خاصيت كمّ اين است كه به خاطر ويژگى ذات خود ، مىتواند تا بىنهايت تقسيم شود ، اگرچه اين تقسيم به كمك قوهء واهمه باشد ( تقسيم وهمى ) .
چهارم اينكه در كميّتها تضاد وجود ندارد و سرانجام پنجمين خاصيت اين است كه
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٦٨