و اما مبادى عامى كه بالفعل استعمال مىشود ، يا آن مبادى ، خاص آن علم است يا براى هردو جزء است . مثلا اگر مقدمهء عامى را كه قبلا گفتيم ، به هندسه اختصاص دهيم ، مىگوييم : مقدار يا مشارك است يا مباين ، زيرا شىء را به مقدار ، تخصيص دادهايم . و ثبوت و نفى را در مورد مشاركت و مباينت به كار مىبرند ، و يا فقط در مورد موضوع استعمال مىكنند ، مانند آنكه چيزهاى مساوى را با اعداد ، مساوى كنند . در مورد محمول آن قبلا توضيح داديم .
برخى از اين مبادى عام كه بالفعل استعمال مىشود ، در آغاز علوم ذكر مىشود - مانند هندسيات - و برخى نيز در اثناى مسائل مطرح مىگردد - مانند طبيعتات .
گروهى از منطقيات ، حدودى را كه در آغاز علوم مطرح مىشود ، از جملهء مبادى شمردهاند ، در حالى كه در حقيقت اين حدود از مبادى نيستند ، زيرا مبادى ، مقدماتاند اما اينها ( حدود ) از مفردات محسوب مىشوند .
بهطور كلى آنچه در آغاز علوم مطرح مىشود ، سه صنف است :
1 - صنف اول عبارت است از آنچه كه مطلب « هل » بوده و تنها با « هليت » وضع مىشود . اين صنف مبادى علم بوده و « مقدمات موضوعه » ناميده مىشود . اين مقدمات از دو حال بيرون نيستند : يا به نفس خود بيّناند ، و يا نه . اگر به نفس خود بيّن باشند ، از اوليات ، مجربات و امثال آن خواهند بود . مبادى علم مطلق از اين صنف است . اما اگر به نفس خود بيّن نباشند يا بدينگونه است كه متعلم در آغاز تعليم به آسانى آنها را مىپذيرد - خواه اعتقادش ظنى باشد يا تقليدى - و يا اينگونه نيست . صورت نخست را اصول موضوعه مىنامند ، و صورت دوم مصادرات خواهد بود . در مصادرات ، نفس متعلم يا داراى اعتقادى مقابل آن اعتقاد است - خواه به تقابل عدم يا ضد و در هردو حال اعتقادى به دو طرف نقيض نخواهد داشت - و يا به نقيض آن معتقد است . مثال اصل موضوع در هندسه : خط مستقيم متناهى را مىتوان به صورت مستقيم ترسيم نمود . مثال مصادره : هر مقدار متناهى قابل تجزيهء نامتناهى است .
بعضى از منطقيان ، ميان اصل موضوع و مصادره فرقى قائل نشده و برخى ديگر به اعتبار ديگرى فرق گذاشتهاند ، اما فايده زيادى در تحقيق اين مسئله ، وجود ندارد .
ممكن است مقدمهاى نسبت به يك شخص از اصول موضوعه و نسبت به شخص
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 430
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٤٣٠