اكثرى باشد . مانند اين مثال : مواد متحلل در مردان غليظ مىشود ، و اين مواد پوست گردن و چانهء آنها را كثيف ( پر ) مىكند و چون چنين باشد در آنوقت ريش مردان درخواهد آمد . وقتى دقت مىكنيم مىبينيم كه هردو مقدمه ، اكثرى هستند .
ممكن است يكى از مقدمات ، ضرورى باشد ، زيرا از آنجا كه نتيجه هميشه تابع اخس مقدمات است ، اگر يك مقدمه هم ممكن باشد ، در ممكن بودن نتيجه كافى است .
تمامى اين مقدمات بايد ذاتى باشند ، اما از ذاتيات غيرلازم .
اكثريات ، داراى مراتب بسيارى هستند ، كه اين مراتب ميان دو حد دوام و تساوى ، بر حسب كثرت يا قلت وجود ممكن هستند .
مبادى اكثريات و ساير ممكنات ، از مجرباتاند . برخى از محسوسات و بيشتر مطالب در فروع علم طبيعيات - مانند حوادث كون و فساد ، احوال معادن و نباتات و حيوان - و ديگر علومى كه تحت اين علم هستند مانند طب و فراست و . . . ، از اين قبيلاند .
و اطمينان يا عدم اطمينان در آن مبادى ، به كثرت يا قلّت وجود بازمىگردد .
فصل پانزدهم : موضوعات ، مبادى و مسائل علوم برهانى و آنچه در آغاز بعضى از علوم ذكر مىشود
در هر علمى سه امر وجود دارد : موضوع ، مبادى ، مسائل .
موضوع علم آن چيزى است كه علم ، در اعراض ذاتى آن بحث كند .
مبادى علم ، قضايايى است كه برهانهاى آن علم از آن قضايا تأليف مىشود ، اما در آن علم بر آن قضايا برهان اقامه نمىشود و اين عدم اقامهء برهان ، يا از جهت وضوح و آشكارايى آنهاست و يا از اين جهت است كه آن قضايا از مسائل علم ديگرى هستند كه بلندپايهتر يا فروتر از اين علم است .
مسائل علم ، قضايايى است كه در آن علم بر آنها اقامهء برهان مىشود و به تعبير ديگر ، علم مشتمل بر آن برهانهاست .
به بيان ديگر مىتوانيم بگوييم : موضوع ، ما عليه البرهان يا ما فيه البرهان است ، مبادى ما منه البرهان و مسائل ما له البرهان مىباشد .
موضوع علم ، ممكن است يك چيز يا چيزهاى بسيارى باشد . در صورتى كه يك چيز