بر فرد خارجى و عكسى كه در آينه از آن فرد وجود دارد و امكان دارد مشابهت ناتمام و ناقص باشد مانند اطلاق كلمهء كلب بر « سگ » و ستارهاى كه تابع صورتى است ، مانند « كلب جبار » « 1 »
همچنين ممكن است تشابه دو معنى از جهت اشتراك آندو معنى در يك چيز باشد ، اين اشتراك ممكن است به يكى از چهار صورت ذيل واقع شود :
1 - اشتراك در سبب فاعلى ، مانند اطلاق كلمهء « طبى » به « كتاب طبى » و « داروى طبى » .
2 - اشتراك در صورت و شكل ظاهرى مانند اطلاق كلمهء « فلك » به « بادريسه » « 2 » و « آسمان » .
3 - اشتراك در ماده ، مانند اطلاق كلمه « لبنى » به « ماست » و « پنير » .
4 - اشتراك در غايت و هدف ، مانند اطلاق كلمهء « صحّى » به « غذا » و « دارو » .
اقسام اسماى متشابه
اسماى متشابه به دو قسم تقسيم مىشوند :
1 - لفظ هم در معنى اصلى خود استعمال شود هم در معنايى كه شبيه معناى اصلى است ؛ به اعتبار مناسبتى كه ميان آندو معنى وجود دارد و آن مناسبت علت تشابه است ، در معناى دوم استعمال مىشود . بر اين اساس اطلاق لفظ بر معنى اصلى را حقيقت و بر معنى مشابه مجاز مىنامند . مثلا اطلاق كلمهء نور بر نور آفتاب به نحو حقيقت است و بر نور چشم و نور بصيرت به نحو مجاز !
هامش
( 1 ) - كلب جبار يا كلب اكبر ، سگى را ماند دونده بر دنبال صورت جبار ، از اينجهت او را كلب الجبار نيز گويند . هجده كوكب است ، خارج يازده . از جملهء كواكب داخلى او كوكبى است در دهن كه روشنترين كواكب ثابته است و او را شعراى يمانى خوانند ، چه مغيب او به جانب يمن است و او را تنها كلب الجبار نيز خوانند ( شرح بيست باب ملا مظفر ) .
( 2 ) - بادريسه : چوبى كه در گلوى دوك نصب مىكنند .