معنى به اين موارد برمىخوريم :
1 - لفظ متعدد ، معنى واحد
2 - لفظ متعدد ، معنى متعدد
3 - لفظ واحد ، معنى متعدد
4 - لفظ واحد ، معنى واحد
قسم اول از اين چهار صورت را اسماى مترادف مىنامند ، مانند دلالت لفظ « انسان » و لفظ « بشر » بر « حيوان ناطق » .
قسم دوم كه الفاظ متعدد بر معانى متعدد دلالت كنند ، در صورتى كه هر لفظى براى يك معنى باشد و اشتراكى در ميان آن معانى نباشد ، اسماى متباين ناميده مىشوند ، مانند انسان و اسب .
ممكن است الفاظى از نظر شكل ، شبيه همديگر باشند كه اين مسأله خود داراى دو صورت است :
1 - شباهت الفاظ به خاطر شباهت معنى است .
2 - شباهت الفاظ به خاطر شباهت معنى نيست .
صورت اوّل را اسماى مشتق مىنامند ، مانند ناصر ، نصير ، منصور . در توضيح اين صورت بايد بگوييم كه در ابتدا يك لفظ را براى معنايى وضع مىكنند تا الفاظ ديگر را از آن اشتقاق نمايند . در مثال بالا « نصر » ريشه تمام كلمات است . علاوه بر اين ، هر اشتقاقى نيازمند چهار شرط ديگر است :
1 - مناسبت لفظى ميان موضوع ( لفظى كه در ابتدا وضع شده ) و مشتق .
2 - مناسبت معنوى ميان موضوع و مشتق .
3 - مغايرت لفظى ميان موضوع و مشتق .
4 - مغايرت معنوى ميان موضوع و مشتق .
اسماى منسوب مانند عربى ، عجمى ، تركى و . . . نيز از همين قبيلاند .
صورت دوم را اسماى متجانس مىنامند . مانند « بشر » و « بشر » . البته تجانس كامل و تام در اسماى مشتركه وجود دارد كه در آينده به آنها اشاره خواهيم كرد .
ممكن است ميان الفاظ مترادف و الفاظ متباين اشتباه شود . بدينصورت كه ما گمان
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٤