ونسائي نقل كرد ، كه عايشه گفت : با پيامبر ( ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) در كاسه
گودى حلوا مى خورديم ، كه عمر گذشت ، پيغمبر ( ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) أو را
دعوت كرد ، در هنگام خوردن حلوا ، انگشتش به انگشتم خورد ، پس
گفت : - اوه - اگر پيامبر ( ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) از من أطاعت مى كرد هيچ چشمى
شما را نمى ديد ، آنگاه آية حجاب نازل شد ( 1 ) .
اين نسبت بىمبالاتى را همراه با افسانههايى زنند به أوج خود
رسانيده اند ،
گاه مى گويند : پيامبر أكرم ( ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) همسرش را بر شانهاش سوار
كرده بود تا به لهو ورقاصى وبازى بنگرد ،
گاه مى گويند : همسرش صورت به صورت آن حضرت گذاشته در
ملأ عام به تماشاى رقص وپايكوبى مى پرداخت ،
گاه مى گويند : همسر پيامبر ( ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) بر پشتش قرار گرفته
و
هامش
1 - كنت آكل مع النبي ( ( صلى الله عليه وسلم ) ) حيسا في قعب ، فمر عمر فدعاه فأكل ، فأصاب إصبعه إصبعي فقال : حس
- أوأوه - لو أطاع فيكن ما رأتكن عين ، فنزل الحجاب ، فتح الباري العسقلاني ج 8 ، ص 391 .