ميم و سكون دال و به فتح ميم و سكون دال ) ، جايى است روبهروى تبوك و در آن مسجد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار دارد . « ثنيّة مدران » در فاصلهء چهارده كيلومترى جنوب غربى تبوك واقع شده است .
( 1 )
مدلجه :
در لغت به معناى مسافت ميان چاه و حوض است . چون دلو را از چاه پر كنند ، از آن مسير به حوض منتقل سازند . در ميان وادى الفرع و قاحه ، چهار مدلجه وجود دارد : مدلجهء لقف ، مدلجهء مجاج ، مدلجهء ثقيب و مدلجهء تعهن . همهء اينها در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله واقع شدهاند .
( 2 )
مدين :
نام قبيلهاى است كه خداوند شعيب پيامبر عليه السّلام را به سوى آنان فرستاد . بعدها نام جايى شد . به احتمال زياد مركز سرزمين مدين در نواحى شهر « البدع » ، ميان تبوك و ساحل ، در مسافت 132 كيلومترى غرب تبوك و هفتاد كيلومترى شرق رأس الشيخ حميد ، در ساحل قرار داشته است . سرزمين مدين در واديى ميان كوهها ( ى مدين ) به نام وادى « عفان » بوده است . ظاهرا سرزمين پهناورى را شامل مىشده كه احتمالا تا معان ، در شرق اردن و بئر السبع در جنوب فلسطين امتداد داشته است .
بعضى گفتهاند : مدين همان « كفرمنده » است كه روستايى است در استان ناصرهء فلسطين و در قديم از نواحى ( اعمال ) طبريّه بوده و چاه و صخره در محل آن قرار داشته است . اما نظر اول قوىتر مىنمايد .
( 3 )
مدينه :
گرچه نيازى به شناساندن ندارد ، اما چند نكته دربارهء آن مىآوريم :
نام معروف آن « مدينه » است و وصف « منوّره » ، همچون وصف « مكرّمه » و « شريف » براى « مكّه » و « قدس » ، از دورهء تركان عثمانى رايج شد .
نسبت به مدينه ، بر حسب قياس ، « مدنى » است ؛ زيرا بر وزن « فعيله » مىباشد . اگر بخواهند به شهر و مدينهء ديگرى نسبت دهند ، مىگويند : « مدينى » تا ميان اين مدينه و ديگر مدن و شهرها فرق گذاشته شود . بعضى از عالمان گفتهاند : مدينى كسى است كه مقيم مدينه باشد و آنجا را ترك نكند و « مدنى » كسى است كه اهل اين شهر بوده اما آنجا را ترك كرده و در جايى ديگر ساكن شده است .
گروهى ديگر گفتهاند : براى انسان