قرار دارد و بناى آن از پشت شبّاك براى هر زائرى نمايان است ، ولى افراد را به آن راهى نيست و روزگارى محل نماز و عبادت شيفتگان اهل بيت عليهم السّلام بوده است . « 1 »
در روايات اهل بيت عليهم السّلام به مناسبتهاى مختلفى از اين محراب ياد شده است .
امام مجتبى عليه السّلام مىفرمايد : مادرم فاطمه عليها السّلام را شب جمعهاى در محراب عبادتش ديدم كه تا طليعهء صبح ايستاده و نام مردان و زنان مؤمن را به زبان مىآورد و برايشان بسيار دعا مىكرد و براى خود دعا نمىكرد ، گفتم :
مادر ! چرا براى خود دعا نكردى ؟
فرمود : پسرم ! اوّل همسايه و سپس اهل خانه . « 2 »
و در روايات ديگر از درخشش نور از چهرهء آن حضرت به هنگام عبادت در محراب سخن به ميان آمده است . « 3 » ]
( 1 )
محسّر :
( به ضمّ اول و فتح دوم و كسر و تشديد سين ) ، جايى است ميان مكّه و عرفه . به قولى : ميان منا و عرفه و به قولى هم : ميان مزدلفه و منا كه نه از منا است و نه از مزدلفه ، بلكه وادى مستقلى است .
در حديث از جابر آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : تمام عرفه موقف است و از وادى عرنه بالا رفتند و تمام جمع ( مزدلفه يا مشعر الحرام ) موقف است و از وادى محسّر بالا رفتند .
« محسّر » وادى كوچكى است كه از ميان منا و مزدلفه مىگذرد و جزو هيچ يك از آن دو نمىباشد . محسّر معروف همان است كه حاجيان هنگام عبور از بين منا و مزدلفه ، از آن مىگذرند و علامات و نشانههايى براى آن نصب شده است .
( 2 )
محصّب :
( به ضمّ اول و فتح دوم و فتح و تشديد صاد ) ، بر وزن اسم مفعول ، از حصباء يا حصب است ، به معناى پرتاب كردن سنگريزه . محصّب جايى است ميان مكه و منا كه به منا نزديكتر است .
امروزه به نام مجرّ الكبش معروف است و بعد از عقبهء بزرگ ، از طرف مكّه تا گشادگى ميان دو كوه را در بر مىگيرد .
هامش
( 1 ) . مدينهشناسى ، ج 1 ، ص 152
( 2 ) . بحار ، ج 43 ، ص 81
( 3 ) . همان ، ج 11 ، ص 2