ماده است . يكى ديگر از معانى « ازم » تنگى است و نام اين مكان از همين معنا گرفته شده است . گفته مىشود : مأزما منا :
و آن راهى است كه از طرف عرفه به مزدلفه مىآيد و تنگ راهى است ميان دو كوه موسوم به اخشبان . امروزه اين راه ساخته شده است .
( 1 )
مبرك :
( بر وزن مكتب ) ، گفتهاند جايى است در داخل مدينه واقع در پشت مسجد از شرق آن به طرف پايين پاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در همين مكان بود كه وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مدينه رفت ، شتر آن حضرت در آنجا به زانو نشست . نيز جايى به نام « ثنيّة مبرك » داريم كه در مساجد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن ياد مىشود و ميان مدينه و بدر واقع است . همچنين « مبرك » نام مكان ديگرى است نزديك مكّه كه هنگام حملهء اصحاب فيل به مكه ، فيل در آنجا خسبيد .
[ مبيت :
يكى از بستانهاى هفتگانهاى است كه موقوفات حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام بوده است . « 1 » ]
( 2 )
متالع :
( به ضمّ اول و كسر لام ) ، كوهى است در قصيم . در شعرى از عباس بن مرداس از اين كوه نام برده شده است .
( 3 )
متّكأ :
در لغت به معناى جايى است كه انسان به آن تكيه كند . جايى در اجياد مكه و در آن مسجدى است . گفته مىشود :
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ديوار آنجا تكيه كرد و نماز خواند .
( 4 )
مثقب :
نام راهى است ميان مكه و مدينه .
( 5 )
مجاح :
جايى است كه در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن اسم برده شده است . در تلفظ اين كلمه اختلاف است ؛ برخى آن را به شكل مزبور ( مجاح ) تلفظ كردهاند .
برخى به صورت « مجاج » و عدهاى به شكل « محاج » .
( 6 )
مجاز :
( به فتح ميم ) ، و « ذو المجاز » بازارى بوده در دورهء جاهليت . ياقوت مىنويسد : محل برپايى بازارى بوده در يك فرسنگى عرفه در ناحيهء كبكب در سمت راست امام ( امير الحاج ) .
( 7 )
مجتهر :
در حديث كعب بن مالك به همين صورت ؛ يعنى با جيم و هاى
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 268 ، مادهء « بيت » .