تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
مشعر مىگويند . ( 1 )

فرع :

( به فتح اول و دوم ) ، نزديك سويقه است در سرزمين جهينه . در آن معدنى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را به تيول شخصى از بنى مزينه داد . ( 2 )

فرع :

( به ضمّ فاء و راء ) ، در خبر سريّه عبد اللّه بن جحش از آن نام برده شده است . فرع ، وادى بزرگى از وادىهاى حجاز است كه از يكصد و پنجاه كيلومترى جنوب مدينه مىگذرد و داراى چشمه‌ها و نخلستان‌هاى فراوانى مىباشد ؛ از جمله روستاهاى فعلى اين وادى ، ابو الضباع ، امّ العيال ، مضيق و فقير است . بعضى آن را به سكون راء ( فرع ) تلفظ مىكنند .

[ فسوق :

در سورهء مباركهء بقره
. . . وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ
. . . » « 1 » به معنى دروغ گفتن تفسير شده است . صاحب جواهر مىگويد : دشنام دادن و فخرفروشى نيز از مصاديق فسوق است . ] ( 3 )

فقير :

به معناى نيازمند است . در سيره آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فقيران و بئر قيس و شجره را به على عليه السّلام بخشيد . فقير : نام دو مكان است در نزديكى مدينه كه به آن دو « فقيران » مىگويند . در عاليهء مدينه ، جايى است معروف به « فقير » . ابن شبه مىگويد : « فقيران » در عاليهء مدينه واقع‌اند . همچنين فقير يكى از دهكده‌هاى فرع است . ( 4 )

فلس :

( به ضمّ اول و دوم ) ، نام بتى بوده در نجد كه قبيلهء طئ آن را مىپرستيدند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در سال نهم هجرى ، على عليه السّلام را فرستاد تا آن را در هم شكند . . . او دختر حاتم طائى را به اسارت گرفت . در روايتى به صورت « قلس » ( با قاف ) آمده است . ( 5 )

فلسطين :

در تقسيمات ادارى قديم ، فلسطين شهر عمّان ، از شهرهاى شرقى اردن ، را در بر مىگرفت و كوه‌هاى شراة تا عقبه را نيز شامل مىشد و به عكس ، اردن تعدادى از شهرهاى فعلى فلسطين ؛ مانند عكا و طبريه را در بر مىگرفت .
هامش
( 1 ) . طريحى ، ج 3 ، ص 402 ماده « فسق » جواهر 18 ، ص 358