پشت وادى القرى متعلّق به زهرى و قبر او نيز در همين ملك است . بنابراين ، شغب در نواحى شهر « اعلا » ، در شمال عربستان سعودى واقع است .
( 1 )
شفر :
( به ضمّ شين و فتح فاء ) ، كوهى است در مدينه ، در بيخ قرقگاه يا جمّاء امّ خالد كه به بطن عقيق سرازير مىشود . گلّهء مدينه در روزى كه كر زبن جابر به آن دستبرد زد ، در اين كوه ، مشغول چرا بود .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در جستجوى او تا بدر يا نزديك بدر رفت . جمّاء امّ خالد همان است كه راه مكه ( از راه بدر ) از سايهء عصرگاهى آن مىگذرد ؛ يعنى در واقع از شرق آن مىگذرد و كوه شغر در ميان اين جمّاء و عقيق واقع شده است و از ميان آن دو ، راه شوسهاى مىگذرد كه به ذى الحليفه منتهى مىگردد .
( 2 )
شقّ :
( به كسر شين و فتح آن ، هر دو روايت مىشود ) ، يكى از دژهاى خيبر يا وادىاى در خيبر بوده است . شقّ و نطاء ، دو دژى هستند كه در تقسيم غنايم سهم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شد . بلادى مىنويسد : شقّ ، در حال حاضر به نام وادى صوير معروف است .
( 3 )
شقراء :
مؤنث « اشقر » است . ياقوت از ابو عبيده روايت كرده كه گفت : عمرو بن سلمة بن سكن اسلام آورده و مسلمان واقعى شده بود . او خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و از آن حضرت تقاضا كرد قرقگاهى را كه ميان شقرا و سعديه است ، به اقطاع وى دهد . سعديه و شقراء ، دو آبگاه هستند .
سعديه از عمرو بن سلمه بود و شقراء ، از بنى قتادة بن سكن بن قريط ؛ اين قرقگاه مساحتى است به طول نه ميل در نه ميل .
( 4 )
شقره :
( به ضمّ اول و سكون دوم ) ، جايى است در راه فيد ، ميان كوههايى سرخ رنگ ، كه ( به روايت بيهقى ) برخى از به هزيمت رفتگان در جنگ احد به آنجا گريختند . در شقره مقدار زيادى از چوبهاى درختان خرماى هندى را براى ساختن مسجد النبى ، بعد از حريق ، قطع كردند ( سمهودى ) .
شقره نزديك نخيل در راه مدينه و قصيم است و شصت و هفت كيلومتر با مدينة النبى فاصله دارد و هنوز هم به همين نام معروف است .
( 5 )
شقوق :
( ذات الشقوق ) ، نام محلّى است .