نيز در شرح حال علاء بن حضرمى از اين مكان نام برده شده است .
( 1 )
زافر :
نام خاصّى است كه در نامههاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مردم حضرموت از آن ياد شده است ؛ بنابراين ، جزو آن ديار مىباشد .
( 2 )
زانوناء :
به وزن « عاشوراء » ؛ بكرى اين كلمه را به همين صورت ؛ يعنى با زاء ، آورده است ، اما مشهور « رانوناء » ( با راء ) مىباشد و در حرف راء از آن سخن گفتيم .
( 3 )
زاويه :
به گفتهء بكرى ، جايى است نزديك بصره كه با آن ، دو فرسنگ فاصله دارد .
به گفتهء ياقوت : جايى است نزديك مدينه كه قصر انس بن مالك در آنجا بوده و با مدينه دو فرسنگ فاصله دارد .
به گمان من ، روايت بكرى درستتر است ؛ زيرا كسى در ميان اعلام جغرافيايى مدينه ، از « زاويه » نام نبرده است . شايد مراد ياقوت از مدينه ، ( شهر ) بصره باشد .
( 4 )
زبيد :
شهرى است در يمن ، كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابو موسى اشعرى را به ولايت آنجا گماشت .
( 5 )
زجّ :
( به ضمّ اول و تشديد جيم ) ، جايى است در ناحيهء « ضريّه » . به آن « زجّ لاوه » نيز مىگويند .
همچنين زجّ ، آبى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را به اقطاع عدّاء بن خالد ، از قبيلهء بنى ربيعة بن عامر داد .
( 6 )
زجيج :
آبى است در راه بصره به مكه ، در نواحى ضريّه كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را به عدّاء بن خالد صحابى واگذار كرد . وى تا زمان يزيد بن مهلب ؛ يعنى تا سال 101 ه . ق . زنده بود . احتمالا همان زجّ قبلى باشد .
( 7 )
زراب يا الزّراب :
به وزن « كتاب » ، جايى است در دو منزلى تبوك كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، در مسير خود از مدينه به تبوك ، در آنجا مسجدى بنا كرد .
( 8 )
زراره :
( به ضمّ اول ) ، قريهاى از قريههاى كوفه است كه على بن ابى طالب عليه السّلام از آنجا عبور كرد و متوجه شد كه در آنجا شراب مىسازند و مىفروشند . لذا آنجا را به آتش كشيد و فرمود : « برايم آتش بياوريد و اينجا را بسوزانيد ؛ زيرا كه