در لغت به معناى وصله و پينه است ) .
برخى هم گفتهاند : رقاع نام كوهى است داراى لكههاى سياه و سفيد و قرمز ؛ به طورى كه مانند وصلهها و پينههايى در كوه ديده مىشوند .
دربارهء موقعيت آن ، بلادى گفته است : ذات الرقاع زمينى است محصور در ميان نخل ( وادى حناكيه ) و شقره كه طول آن به بيست و پنج كيلومتر مىرسد ؛ چرا كه نخل با مدينه صد كيلومتر فاصله دارد و شقره هفتاد و پنج كيلومتر . نخيل با اين دو رأس مثلثى را به سمت شمال تشكيل مىدهند كه هر يك از دو ضلع آن ، از بيست و پنج كيلومتر فراتر نمىرود . غزوهء ذات الرقاع در اين مساحت كوچك به وقوع پيوست .
[ رقد :
خوابى كه مدت آن كوتاه و اندك باشد ، در حديث است كه « إنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رقد رقدة بالمحصّب » ؛ « پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اندكى در محصّب آرميد ، » و منظور از محصّب در اينجا « ابطح » است . » « 1 » ]
( 1 )
رقعه :
( گاه به فتح راء مشدّد نيز آمده ) ، ابن اسحاق مىنويسد : جايى از شقّهء بنى عذره ، نزديك وادى القرى ( شهر علا ) كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام رفتن به تبوك در آنجا مسجدى ساخت .
( 2 )
رقم :
( به فتح راء و قاف و گاه سكون قاف ) ، جايى است در شرق دهكدهء حناكيه ( در راه مدينه به رياض ) كه با بطن وادى رمه ، سى و چهار ميل فاصله دارد . تيرهاى رقمى به همين مكان منسوباند . در داستان اربد بن صيفى و عامر بن طفيل كه تصميم به قتل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گرفتند ، از اين موضع ياد شده است .
( 3 )
رقيبه :
مصغر « رقبه » است . ذو الرقيبه كوهى است مشرف به خيبر . بعد از فتح خيبر ، بنى فزاره نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و گفتند : سهم ما را پرداخت كن . حضرت فرمود : ذو الرقيبه از آن شما . گفتند : در اين صورت با تو مىجنگيم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : وعدهء ما در جنفاء . آنان وقتى اين سخن را شنيدند پا به فرار گذاشتند و رفتند .
( 4 )
رقيم :
( به فتح راء ) ، در قرآن كريم از آن ياد
هامش
( 1 ) . طريحى ، البحرين ، ج 1 ، ص 521 ، مادهء « حصب » و ج 2 ، ص 209 ، مادهء « رقد » .