مىدهند كه ما در اين دنيا سلطان مطلق را مىبينيم .
3 - ديدن و آگاهى آنان از سلطان مطلق منصب نظاره و شهادت را به آنان ارزانى مىدارد كه با آن منصب در روز رستاخيز حقايق ظاهرى و باطنى مردم را گواهى مىدهند و در عين حال از نعمت شفاعتگرى هم برخوردار هستند كه مىتوانند ديگران را با جاذبيت نيرومند و وابسته به خدا كه دارند . راه آنان را به پيشگاه الهى باز كنند .
4 - اما مردم ديگر به انواع مختلف تقسيم مىشوند و هر يكى براى خود كارى را انتخاب مىكند و زندگى مىكند . كسانى هستند كه مواد كارشان مىتواند مانند گل عطر آگين مشام آنان را بنوازد و راهى كوى الهى بسازد .
بينى آن باشد كه او بويى برد
بوى او را جانب كويى برد
دستهء ديگرى هستند موضوعات كارى را كه انتخاب كردهاند ، مىتواند چشمشان را بينايى ببخشد و جمال و جلال هستى را از همان ديدگاه در يابند .
گروه ديگرى هم از نعمت عظماى قدرت بهره مند بوده و مىتوانند از تفسير و توجيه صحيح آن قدرت ، تصرفات شايسته در اجزاى هستى نمايند و بخشايندهء قدرت را در يابند .
عدهء ديگرى از انسانها وجود دارد كه تموجات كارشان مىتواند گوش آنان را تيزتر كند و در ميان همهء تموجات و هياهوهاى بىسر و ته ، بانگ سروش الهى را بشنوند .
5 - اما درد بىدرمان اين است كه اين همه وسايل و جلوه گاه ها و انگيزه حيات بخش آنان را بيدار نمىسازد و هر يك از آن گروه با تمام حواسشان در ظلمتكدهء كارهاى خود فرو مىروند و آن خواص عالى و مسائل و انگيزه ها را ناديده مىگيرند و تنها در آماده ساختن وسايل چند نفس زدن در اين خاكدان تلاش مىكنند . حجتهاى الهى براى آنان پى در پى هشدار مىدهند كه به خود بياييد ، وجدان و فطرت شما در تمامى لحظات معشوق واقعى را به شما نشان مىدهد ، خود را به