وفعاليتها وتأثرات بىشمارى است كه از نظر تنوع در ماهيت وخواص وعوامل قابل قياس با يكديگر نيستند . آيا مىتوان گفت ، موجودى احسن التقويمتر از انسان در طبيعت وجود دارد ؟ تذكر - با اين كه آيهء مورد تفسير همهء جوانب وجود انسانى را چه مادى و چه روانى شامل مىشود ، ولى بعضى از دانشمندان معتقداند كه آفرينش انسانى در احسن التقويم مربوط به وضع روحى او است و به اين ادعا دلايلى دارند ، از آن جمله در آيهاى از قرآن مجيد چنين آمده است : « ولَقَدْ خَلَقْنَا اَلإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ . ثُمَّ جَعَلْناه نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا اَلنُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا اَلْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا اَلْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا اَلْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناه خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ الله أَحْسَنُ اَلْخالِقِينَ 23 : 12 - 14 . » ( 1 ) ( به تحقيق ما انسان را از مادهء انتخاب شدهاى از گل آفريديم . سپس آن را به صورت نطفه در قرارگاه نگه دارنده قرار داديم ، سپس نطفه را علقه وعلقه را مضغه ومضغه را به استخوانها مبدل ساختيم ، وسپس گوشت به آن استخوانها پوشانيديم و آن گاه خلقت ديگرى در او به وجود آورديم . بزرگ ومبارك است الله كه بهترين آفرينندگان است ) ولى به نظر مىرسد اين آيه هم مانند آيهء مورد بحث عموم موجوديت آدمى را از موقع تحول از خاك تا وصول به آفرينش آخرين وبرترين ( خلقا آخر ) شامل مىشود . ولى جلال الدين احسن التقويم را در جان وروان مىداند ومىگويد :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 406
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٠٦
احسن التقويم در والتين بخوان
كه گرامى جوهر است اى دوست جان
احسن التقويم از فكرت برون
احسن التقويم از عرشش فزون
اين نكته هم فراموش نشود كه صفت احسن التقويم اشاره به وجود سرمايهء كلان در انسان است و اما عظمت او از هنگام بستن صحيح آن است .
هامش
( 1 ) سوره المؤمنون ، آيهء 12 و 13 و 14 . .