59 - لذت احساس بىنيازى . 60 - لذت يادآورى محفوظات . اين شصت نمونه براى انواع لذت ، اگر چه ممكن است بعضى از آنها را با بعضى ديگر متحد تلقى كرد ، ولى در مقابل آن اتحاد ، شمارهء فراوانى از نمونه هاى مزبور قابل تحليل به اقسام واصناف فراوان مىباشد . اگر كسى اين همه پديده هاى متنوع وبىشمار را با حروف [ ل ، ذ ، ذ ، ت ] يكى كند و بگويد : لذت يك پديده است كه انسان آن را درمىيابد ، ما چارهاى جز سكوت در مقابل او نخواهيم داشت . تنها چيزى كه به چنين شخصى مىتوان گفت : اين است كه - شما اگر بتوانيد مقدارى در آزمايشگاه درونى خود به سير وسياحت بپردازيد و به بينيد : آيا لذت تماشاى بازى كودكان ، با لذتى كه ناپلئون از پيروزى بر اروپا درمىيافت متحد است ؟ و به نظر مىرسد كه انواع واقسام لذت به بسيط و مركب واقعا نامحدود بوده باشد . از اين جا معلوم مىشود كه نظريه بنتام در منحصر ساختن اصول لذايذ بسيط در پانزده نوع اشتباه محض است ، ( 1 ) زيرا اگر بخواهيم از ديدگاه اتحاد لذايذ موضوع لذت را مطرح كنيم ، بايد بگوييم : لذت بيش از يك نوع ندارد و آن هم عبارت است از لذت خود خواهى و اگر بخواهيم لذت را با نظر به كيفيت مخصوص روانى كه در موقع احساس لذت كه از عامل معينى در درون به وجود آمده است ، بشناسيم نه شماره پانزده گانه بنتام صحيح است و نه شماره وحدت جويان كه لذت را در همان خود خواهى منحصر مىكنند . بلكه بايد گفت : انواع لذت خيلى زيادتر از آن است كه با شماره هاى كمتر از هزار يا هزاران بتوان آن را محدود ساخت . اگر براى انسان امكان به كار بستن اين سرمايهء اعجاز آميز به وجود بيايد ، چه خواهد كرد ؟ بدينسان بدون مبالغه مىتوان گفت : وضع روانى آدمى داراى انعكاسات
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 405
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٠٥
هامش
( 1 ) اصول الشرايع ، بنتام ، ص 33 و 34 . .