از شمشيرهاى كشيده شده مطرح نمايد .
10 - ديگر نمىگويم كه اين انسان متفكر ومربى در بارهء نماز بامداد و بعد از ظهر روز عاشورا كه حسين عليه السلام با ابو ثمامهء صائدى و يك نفر ديگر برگزار كرد ، چه سخنانى مىتوانست بگويد .
در ميان گريهاى كه شاعر مسافر حلب يا جلال الدين از زبان او توصيه مىكند ، با گريه به حسين كه گريه بر خود وانسانيت وانسانها را در بر دارد ، منافاتى وجود ندارد .
شاعر مسافر حلب يا جلال الدين از زبان او به آن مردم مىگويد : برويد به حال خودتان گريه كنيد ، زيرا كه در خواب سنگينى فرو رفتهايد . گمان نمىكنم عاقل با ايمانى پيدا شود و اين حقيقت را كه خوابهاى سنگين ما سزاوار هزاران گريه ها است ، تاملى داشته باشد . اين حقيقت را از حق تعالى شنيدهايم كه فرموده است :
« فليضحكوا قليلا وليبكوا كثيرا جزاء بما كانوا يكسبون »
( كمى بخندند وبايستى زياد بگريند ، زيرا مجازات اندوخته هاى آنان چنين است ) .
اما ضمناً اين حقيقت را هم نبايد فراموش كنيم كه گريه وناله بر حسين جنبهء عاطفى معمولى ندارد ، كه مورد تحقير ما فوق عاطفه واحساسات قرار بگيرد . زيرا روشن است كه خاك تيرهء گور آن هم با گذشت سيزده قرن واندى عاطفه طبيعى و گريه هايى را كه از احساسات طبيعى فوران مىكند ، خاموش مىكند ، چنان كه در مرگ پدران وفرزندان خود مىبينيم .
بلكه اين گريه ايست به حال حق وعدالت كه دستخوش هواى نفس يزيد نابكار وپيروانش گشته است . بگذاريد دفاع انسانها از حق وعدالت در صورت اشك تحول آور از اعماق جانشان برآيد تا آشكار شود كه حق وعدالت از اعماق جانها سرچشمه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 313
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣١٣