( پس از خرابى بصره ) . علاء الدين جوينى اين مثل معروف را به همين ترتيب به كار برده است : « و بعد از خراب البصره دانست كه كارها به وقت بايد » ( 1 ) سوزنى شمس الدين سمرقندى مىگويد :
همچو خر سر كنم به رأى صواب
از پس آن كه بصره گشت خراب
اين مثل مانند :
« بعد ما بلغ السيل الربى » ( پس از آن كه سيل به بلندى رسيد ) .
در مواردى از ندامت به كار برده مىشود كه مىبايست كارى پيش از بروز حادثهاى كه چاره پذير نيست ، انجام بگيرد .
( ( 490 ) ) گفت مرغش پس جهاد آنگه بود
كاين چنين رهزن ميان ره بود
( ( 491 ) ) از براى حفظ يارى ونبرد
بر ره ناايمن آيد شير مرد
( ( 492 ) ) عرق مردى آنگهى پيدا شود
كه مسافر همره اعدا شود
مجاهده ورهبانيت واقعى آن است كه انسان در ميان مجتمع ناهموار باشد ، با اين حال رادمردانه زندگى كند .
زندگى در اجتماعاتى كه مطلوب آدمى نيست ، براى انسانهايى كه دايماً در حال تحصيل قدرت براى وصول به ايده آل زندگى مىباشند ، مانند استخراج جواهر گران بها از مواد كثيف ولجن مىباشد .
اين اصل قابل انكار نيست كه محيط اجتماعى در ساختن افراد يك نقش اساسى
هامش
( 1 ) تاريخ جهانگشا - علاء الَّدين ملك جوينى ، نقل از مأخذ مزبور . .