انسان مرد صفت هيچ خويشاوندى با اسب ندارد ، اگر هم علاقهاى به اسب نشان بدهد ، براى حركت و پيش افتادن است .
براى به دست آوردن صورتها خود را به چنگال درد وشكنجه مسپار و در پى تحصيل معنا باش . زاهد همواره در اندوه پايان كار كه حالش به كجا خواهد انجاميد ، غوطه ور است . ولى
( ( 4066 ) ) عارفان زآغاز گشته هوشمند
از غم واحوال آخر فارغند
مرد عارف هم در مراحل اوليهء معرفت هم خوف ورجا داشت ، ولى آگاهى به سابقهء لطف الهى در بارهء متقربان درگاهش هر دو را از بين مىبرد . او كه مىداند در مزرعهء هستىاش چه دانهاى را كاشته است ، مىداند كه خوراكش چه خواهد بود .
( ( 4069 ) ) عارف است او بارز است از خوف وبيم
هاى وهو را كرد تيغ حق دو نيم
او بيم واميدى داشت ، ترس ووحشتش رفت واميدش آشكار گشت -
خوف طى شد جملگى اميد شد
نور گشت وتابع خورشيد شد
اياز از امتحان سلطان محمود آگاه بود ، لذا در هنگام آزمايش گم راه نگشت و -
خلعت وادرار از راهش نبرد
كرد گوهر ز امر شاه او خرد و مرد