آمدن خليفه نزد آن كنيزك جهت شهوترانى و جماع
( ( 3942 ) ) چون خليفه كرد رأى اجتماع
سوى آن زن رفت از بهر جماع
( ( 3945 ) ) خشت خشت موش در گوشش رسيد
خفت مردى شهوتش كلى رميد
( ( 3946 ) ) وهم آن كز مار باشد آن صرير
كه همىجنبد به تندى از حصير
تفسير ابيات
هنگامى كه خليفه قصد همخوابگى با كنيزك كرد ، صداى موش به گوشش رسيد مرديش راكد وشهوتش به كلى رميد ، مبادا صداى مارى باشد كه به تندى در زير حصير مىجنبد ؟