( ( 3886 ) ) پهلوان مردانه بود وبىحذر
پيش شير آمد چو شير مست نر
( ( 3887 ) ) زد به شمشير وسرش را بر شكاف
زود سوى خيمهء مه رو شتافت
( ( 3888 ) ) چون كه خود را او بدان حورا نمود
مردى او همچنان برپاى بود
( ( 3889 ) ) با چنان شيرى به چالش گشت جفت
مردى او ماند بر پاى ونخفت
( ( 3890 ) ) آن بت شيرين لقاى ماه رو
در تعجب ماند از مردى او
( ( 3891 ) ) جفت شد با او به شهوت آن زمان
متحد گشتند حالى آن دو جان
( ( 3892 ) ) زاتصال اين دو جان با يكدگر
مىرسد از غيبشان جانى دگر
( ( 3893 ) ) رو نمايد از طريق زادنى
گر نباشد از علوقش رهزنى
( ( 3894 ) ) هر كجا دو كس به مهرى يا به كين
جمع آيد ثالثى زايد يقين
( ( 3895 ) ) ليك اندر غيب زايد آن صور
چون روى آن سو ببينى از نظر
( ( 3896 ) ) آن نتايج از قرانات تو زاد
هين مگرد از هر قرينى زود شاد
( ( 3897 ) ) منتظر مىباش آن ميقات را
صدق دان الحاق ذريات را
( ( 3898 ) ) كز عمل زاييدهاند و از علل
هر يكى را صورت نطق وكلل
( ( 3899 ) ) بانگشان در مىرسد زان خوش خصال
كاى ز ما غافل هلا زوتر تعال
( ( 3900 ) ) منتظر در غيب جان مرد و زن
مول مولت چيست زوتر گام زن
آيه
« سَبَّحَ لِلَّه ما فِي اَلسَّماواتِ و ما فِي اَلأَرْضِ وهُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ 61 : 1 » ( 1 ) ( خدا را تسبيح گفت هر چه كه در آسمانها و زمين است واو است عزيز وحكيم ) . « و ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ اَلنَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ 12 : 53 » ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره الصف ، آيهء 1 - سوره الحشر آيه 1 - سوره الحديد آيه 1 . .
( 2 ) سوره يوسف ، آيهء 54 . .