( ( 3345 ) ) گر به ريش وخايه مردستى كسى
هر بزى را ريش و مو باشد بسى
( ( 3346 ) ) پيشواى بد بود آن بز شتاب
مىبرد اصحاب را سوى قصاب
( ( 3347 ) ) ريش را شانه زدى كه سايقم
سايقى ليكن به سوى درد وغم
( ( 3348 ) ) هين روش بگزين و ترك ريش كن
ترك اين ما و من وتشويش كن
ريش خود را خنده زارى كرده اى
ناز كم كن چون كه ريش آورده اى
( ( 3349 ) ) تا شوى چون بوى گل بر عاشقان
پيشوا ورهنماى گلستان
( ( 3350 ) ) چيست بوى گل دم عقل وخرد
شد قلاووز ره ملك ابد
آيه
« قالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ 26 : 50 . » ( 1 ) ( پس از آن كه ( فرعون ) ساحران ايمان آورده را تهديد به كشتن كرد ( آنان گفتند ، هيچ ضررى بر ما ندارد ، ما به سوى خداى خود برمىگرديم . )
( ( 3336 ) ) گفت نى بر دل نزد بر دست زد
واى اگر بر دل زند اى بىخرد
( ( 3337 ) ) بر دل آن ساحران زد اندكى
شد عصا و دست ايشان را يكى
آنجا كه از طمع شديد به حليم دست وپاچه مىشويم و در توى ديگ جوشان مىافتيم
حالت روحانى الهى كه بوسيلهء معجزهء حضرت موسى عليه السلام در درون ساحران فرعونى به وجود آمد ، چنان موجوديت آنان را دگرگون ساخت كه از سر زندگى برخاستند ووداعش كردند .
آيا جلال الدين كه اين تأثير روحانى را به تاثر آن زن كه دستش به آلت مرد
هامش
( 1 ) سوره الشعراء ، آيهء 54 . .