( ( 2769 ) ) فهم كن موقوف اين گفتن مباش
سينه هاى عاشقان كمتر خراش
( ( 2770 ) ) نى گمانى بردهاى تو زين نشاط ؟
حزم را مگذار ومىكن احتياط
( ( 2771 ) ) واجب است و جايز است ومستحيل
تو وسط را گير در حزم اى دخيل
( ( 2763 ) ) علم نيرنجات وسحر وفلسفه
گرچه نشناسند حقّ المعرفة
( ( 2764 ) ) ليك كوشيدند تا امكان خود
برگذشتند از همه اقران خود
علوم مخفى وسحر وفلسفه وعلم نجوم آن طور كه بايد به حد نصاب خود نرسيده است .
شناسايىهاى بشرى نه تنها از ديدگاه عرفان وجهان بينى واقع بينانه ناقص وبسيار محدود است ، بلكه كمبود تئورى وقضاياى قطعى ونارسايى تعريفات در علوم تا دوران ما كاملًا روشن است .
از يكى از شاگردان فاضل آلبرت اينشتين شنيدم كه روزى در هنگام درس مىگفت : اگر كسى بتواند علم فيزيك را تعريف كند ، همين تعريف كافى است كه صاحب نظر بودن او را در فيزيك اثبات كند .
جاى ترديد نيست كه واقعيات جهان هستى چنان كه هرگز تحت تأثير شعر وخيال قرار نمىگيرد ، همچنين گوش به حماسه ها ورجز خوانىهاى دانشمندان حرفهاى هم نمىدهد .
دانشمندان در حيطهء تحقيقات خود به عدهاى از موضوعات و روابط دست مىيابند ، از شدت علاقه به دانسته هاى خود در آن باره بدون اين كه متوجه باشند ناگهان به شاعر مبدل مىشوند و به جاى اين كه به كاوش علمى تحققى خود ادامه بدهند و از ديدگاه محدود خود تدريجا مسائل مربوطه را مورد دقت علمى قرار بدهند ، عينك علمى خود را كنار گذاشته ، عينك عشق به دانسته هاى خود زده با بريده شدن از واقعيت يك زندگى عاشقانهاى را پيش مىگيرند .