اين كشاورزان را نمىتوان منكر جاذبيت معرفى كرد و نه مىتوان آنان را جزء گروهى قرار داد كه در وجود جاذبيت شك وترديد دارند ، زيرا انكار وترديد در جاذبيتى كه به طور صحيح براى آنان مطرح نشده است . انكار وترديد منطقى محسوب نمىگردد .
گروه سوم - كسانى هستند كه از خدا قهر كردهاند و اين حالت قهر از خدا را به حساب علم وفلسفه آورده چنين وانمود مىكنند كه به وجود خدا معتقد نيستند ، يا در بارهء هستى او ترديد دارند ، من خود با بعضى از افراد اين گروه تماس داشتهام .
اينان به دو دستهء عمده تقسيم مىشوند :
دسته يكم - قهر كنندگان شخصى كسانى هستند كه براى شخصيت خود آرمانها وارزشهايى معين كرده و خود را ذى حق مىدانند كه آن ارزشها وآرمانها در هر حال و هر گونه شرايط شتابان بيايند و به دست و پاى اين آقا بيافتند وجهان را آن چنان كه اين آقا مىخواهد به سوى او توجيه كنند ولى نه تنها اين آرمانها وارزشها به خدمت او نشتافتهاند ، بلكه ريشخند ومسخره اش هم كردهاند ، ديده شده است كه عدهء فراوانى از اين دسته موقعى كه به خواسته هاى شخصى خود رسيدهاند ، مثلًا پول ومقام وموقعيتى به دست آوردهاند ، از حمايت كنندگان مكتب خدا شناسى ومذهب گشتهاند ياد كودكان عروسك باز بخير عروسك ندارند مىگريند ، عروسك به دست مىآورند مىخندند صفت عمومى اين افراد قهر كننده اگر هشيار باشند همان چند شخصيتى است كه ميان زير صفر و روى صفر در نوسانند .
دسته دوم - قهر كنندگان مكتبى اين دسته چنين اظهار مىكنند كه دلايل خدا شناسان سست وبىپايه است ، وجود خدا را لمس نمىكنيم ، شرور وناگوارىها جوامع انسانى را پر كرده است ،
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 646
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٤٦