( ( 2206 ) ) گر بپرسى گبر را كاين آسمان
آفريدهء كيست وين خلق جهان
( ( 2207 ) ) گويد او كاين آفريدهء آن خداست
كافرينش بر خدايىاش گواست
( ( 2208 ) ) كفر وظلم واستم بسيار او
هست لايق با چنين اقرار او
( ( 2209 ) ) هست لايق با چنين اقرار راست
آن فضيحتها و آن كردار كاست
اعتقاد به خداوندى كه نقشى كه در زندگى معتقد ندارد ، اعتقاد نيست ، بلكه نوعى از پديده هاى درونى است كه تشريفات روانى ناميده مىشود .
اين مطلب صحيح است كه ما در تاريخ طولانى بشر بيك فرد انسان آگاه بر نمىخوريم كه از روى دليل منكر خدا باشد .
آن چه كه مشاهده مىشود ، مناقشه وفلسفه بافى و بند بازى در دلايلى است كه اثبات كنندگان خدا بيان مىكنند .
اين مطلب را در تفصيل برهان كمالى دكارت مشروحاً متذكر خواهيم گشت .
بنا بر اين تمام انسانها در مقابل اعتقاد به وجود خدا به سه گروه عمده تقسيم مىشوند :
گروه يكم - معتقدين به وجود خدا كه هم از نظر كميت داراى اكثريت هستند وهم از نظر كيفيت قابل اهميتتر ، زيرا فلاسفه ودانشمندان و صاحب نظران تاريخ با اكثريت قريب به اتفاق خدا شناس ومعتقد به او هستند .
گروه دوم - بىخيالان ، مقصود از گروه بىخيالان كسانى هستند كه اعتقاد به خداوندى كه معتقديم ادعا مىكنند ، ندارند وموجود مطلقى را هم به عنوان خدا