پرش به محتوای اصلی

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحه 59

پدیدآورندگان:

ص۵۹
لذا اين زندگانى دنيا را هم خوابى فرض كن وبيدارى را در ماوراءش ، مخصوصاً با نظر به اين گرد و غبارى كه از درك ومشاعرش رفته نگشته است بايد احساس كند كه شهرها در پشت سر اين زندگانى طبيعى گذاشته است . آرى ، نبايد بدانند ، زيرا اينان با اجتهاد وكوشش درون خود را تصفيه نكرده‌اند تا با آئينه حق نماى دل سر گذشت پر ماجرايى را كه پيش از اين زندگى پشت سر گذاشته‌اند ببينند .