تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
در بيان وخامت چرب وشيرين دنيا و مانع شدن او از طعام الله چنان كه فرمود » الجوع طعام الله يحيى به ابدان الصديقين اى فى الجوع يصل طعام الله وقوله ابيت عند ربى يطعمنى ويسقينى وقوله يرزقون فرحين » ( 1 )
( ( 1743 ) ) وا رهى زين روزى ريزهء كثيف در فتى در لوت و در قوت شريف ( ( 1744 ) ) گر هزاران رطل لوتش مىخورى مىروى پاك و سبك هم چون پرى ( ( 1745 ) ) كه نه حبس باد وقولنجت كند چارميخ معده آهنجت كند ( ( 1746 ) ) گر خورى كم گرسنه مانى چو زاغ ور خورى پر گيرد آروغت دماغ ( ( 1747 ) ) كم خورى خوى بد وخشكى ودق پر خورى شد تخمه را تن مستحق ( ( 1748 ) ) از طعام الله وقوت خوش گوار در چنان دريا چو كشتى شو سوار ( ( 1749 ) ) باش در روزه شكيبا و مصر دم به دم قوت خدا را منتظر ( ( 1750 ) ) كان خداى خوب كار بردبار هديه ها را مىدهد در انتظار ( ( 1751 ) ) انتظار نان ندارد مرد سير كه سبك آيد وظيفه يا كه دير ( ( 1752 ) ) بىنوا هر دم همىگويد كه كو در مجاعت منتظر درماند او ( ( 1753 ) ) چون نباشى منتظر نايد به تو آن نوالهء دولت هفتاد تو ( ( 1754 ) ) اى پدر الانتظار الانتظار از براى خوان بالا مردوار ( ( 1755 ) ) هر گرسنه عاقبت قوتى بيافت آفتاب دولتى بر وى بتافت ( ( 1756 ) ) ضعف با همت چو زآشى كم خورد صاحب خوان آش بهتر آورد ( ( 1757 ) ) جز كه صاحب ضعف درويش لئيم ظنّ بد كم بر به رزّاق كريم ( ( 1758 ) ) سر برآور هم چو كوهى اى سند تا نخستين نور خور بر تو زند ( ( 1759 ) ) كان سر كوه بلند مستقر هست خورشيد سحر را منتظر
هامش
( 1 ) دو روايت فوق در مجلدات پيشين با سند ذكر شده است . .