( ( 1641 ) ) كه به حق ذات پاك ذو الجلال
كه مدار اين قهر را بر من حلال
( ( 1642 ) ) من از اين تقليب بويى مىبرم
بد گمانى مىرود اندر سرم
( ( 1643 ) ) تو كه كان رحمتى رحمت نما
زان كه مرغى را نيازارد هما
( ( 1644 ) ) اى شفا و رحمت اصحاب درد
تو همان كن كان دو نيكو كار كرد
( ( 1645 ) ) زود اسرافيل باز آمد به شاه
گفت عذر وماجرا نزد إله
( ( 1646 ) ) كز برون فرمان بدادى كه بگير
عكس آن الهام كردى در ضمير ( 1 ) ( ( 1647 ) ) امر كردى در گرفتن سوى گوش
نهى كردى از قساوت سوى هوش
( ( 1648 ) ) رحمت او بىحد است وبىكران
او حكيم است وكريم ومهربان
( ( 1649 ) ) سبق رحمت گشت غالب بر غضب
اى بديع افعال ونيكو كار رب
تفسير ابيات
خداى ما به اسرافيل دستور داد كه برو كفى از خاك به سوى ما بياور ، اسرافيل هم مانند دو فرشته بزرگ ( جبرئيل وميكائيل ) به سوى زمين آمد و اين خاكستان پر سرنوشت به ناله در آمد :
كى فرشته صور اى بحر حيات
كه ز دمهاى تو جان يابد موات
واى فرشتهاى كه با يك بانگ عظيم كه در صور خواهى دميد فضاى محشر از مردم كه پوسيده بودند پر خواهد گشت ، تو همان فرشتهاى كه در صور دميده وندا خواهى كرد كه اى كشتگان رنج ديده از گورها سر بر آوريد واى هلاك شدگان تيغ مرگ هم اكنون مانند شاخ و برگ سر از خاك برآوريد با همان دم اسرافيلى تو و با همان رحمت حيات بخشت بار ديگر جهان از زندگان پر مىگردد .
اسرافيلا ، تو فرشتهء رحمتى و تو حامل عرش خدايى وقبله گاه داد وعدالتى رحمى كن و از من خاك در گذر .
هامش
( 1 ) شيخ عطار مىگويد :
حكمت او در شبى چون پر زاغ * مىفرستد كودكى را با چراغ
بعد از آن بادى فرستند تند رو * كه چراغ او بكش برخيز ورو .