تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
3 - از اشيايى كه لذت مىبرديم بدون كوچكترين عامل تغيير در وضع روانى ما وشىء لذت بار از آن شىء متنفر خواهيم گشت ، مثلًا عسل درست مانند زهر آگينترين مادهء سمى خواهد گشت وبالعكس مدفوعات را به جاى عطرهاى خوش بو در شيشه ها گذاشته و در جيب بغلى خود براى استشمام خواهيم نهاد 4 - اختلالات وضربه هاى مغزى ما را خردمند و هشيار ونابغه خواهد ساخت 5 - وقتى كه به طرف بالاى خيابان مىرويم از پائين خيابان سر بر خواهيم آورد 6 - هر كس كه نيرومندتر باشد فورا از پاى در خواهد آمد . . . از اين قبيل خرافات وترهات كه به نوشتنش نمىارزد . نه خير ، انسان به قول شوپنهور انسان است و گذشت زمانها واختلاف محيطها فقط شكل و لباس او را عوض مىكند . بنا بر اين مكاتب ساخته شدهء دست بشرى هم نمىتواند افراد را چنان متعهد بسازد كه تعهد در مقابل مكتب را مانند تعهد با خويشتن آن هم به صورت جبرى مانند تنفس تلقى نمايد . و اما اقليت افراد كه هشياران جوامع را تشكيل مىدهند با توجه تحليلى وتركيبى به مكاتب ساخته شدهء دست بشر نمىتوانند به آن حالت قطع و يقين به واقعيت مكاتب برسند كه در درون خود تعهدى در مقابل آن مكتب به وجود بياورند . يكى از شخصيتهاى برجستهء يكى از مكاتب از قول يكى از دوستانش به رهبر ( ليدر ) آن مكتب مىگويد كه در اين جامعه يك نفر داريم كه واقعا به آن مكتب عقيده مند است ، آن هم خود رهبر ما مىباشد . اما آن جوامع كه كلمه دموكراسى را جانشين مفاهيم خدا وخلقت جهان هستى وهدف هستى وهمهء مكاتب اجتماعى و سياسى قرار داده و هيچ آرمان وايدهء واقعى وخيالى را در بيرون از كلمهء دموكراسى نمىدانند ، كافى است كه تنها به صدها نوشته در باره پوچى زندگى در تمدن قرن بيستم مراجعه كنند وسرى هم به آمار وسائل تخدير مغز وروان بزنند . تا بدانند اگر اينان انسان مىخواهند نخست بايد موضوع تعهد را مطرح كنند وهستى فرد را كه تشكيل دهندهء اجتماع است اثبات كنند و
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 427 | محمد تقي جعفري