در راه انسان به بالاى چوبهء دار برود يا خود را در اعماق آب غرق كند ، به شرط آن كه انسانهايى كه در راهشان زندگى را وداع مىگويد ، در بالاى چوبهء دار يا موقع انداختن خود به اعماق آب تماشايش كنند وتقديسش نمايند واشكى چند بر رخسارشان فرو ريزند البته آنجا كه موضوع خود طبيعى مطرح است ، انعطاف مزبور جزء ذات آن است ، تعهد يعنى چه ؟ آيا هيچ ديدهايد كه حيات طبيعى در حال اعتدال فتوا به نيستى خود بدهد ؟ تعهد يعنى دست و پاى خود طبيعى را بستن و آن را در اختيار خود ايده آل قرار دادن .
اساسىترين عامل شكست خوردن انسانيت در دوران ما به شوخى گرفتن وبىاعتنايى به موضوع تعهد است
جوامع بشريت از جويندگان خلاق تمدنهاى باستانى توقعات پيش برد وپيشرفت همه جانبه داشتند ، آنان به اضافهء اين كه مىخواستند چرخ واهرم ونيروهاى گوناگون محرك اكتشاف كنند ، اين مطلب را ضمنا مىخواستند كه هستى آنان به خوبى تفسير شود ، اگر چه مىتوان گفت تمدنهاى باستانى توقعات مزبور را به قول وايتهد آگاهانه وهشيارانه مورد توجه قرار نمىدادند ، ولى به هر حال اين موضوعات براى آنان جدى تلقى شده بود كه مىخواهند زندگى كنند وهمهء فرآورده هاى مغزى نوابغ خود را هم براى زندگى مىخواستند .
اين امر از طرف اديان كاملًا تاييد مىگشت كه زندگى نبايد قربانى وسايل زندگى گردد .
اگر هم گروه فراوانى از افراد بشرى در هر دوران ميان خود زندگى و وسائل زندگى تشخيص وتميز قائل نبودند ، با اين حال دوشادوش همين افراد گروه فراوانى وجود داشتند كه مىگفتند زندگى هدف ، باقى وسيله ، ووسيله قربانى هدف است نه هدف قربانى وسيله
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 425
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢٥