تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨

مرحلهء دوم - فشار عصبى . » مثلًا فشار دادن عصب بصرى احساس نورى وفشار دادن عصب سمعى احساس صوتى توليد مىنمايد » . مرحلهء سوم - خود احساس كه مربوط به مغز است ، اگر چه استناد اين مرحله يعنى خود احساس به وسيلهء حس يا به مغز هنوز مورد بحث است و اين مطلب را يوهان مولر وهلمهولتز به اين ترتيب بيان كرده‌اند : « تنها حس مربوط واحيانا مغز است كه نوع احساس را تشخيص مىدهد . » ( 1 ) بنا بر اين كه مغز است كه فرمانده احساس مىباشد ، مطلبى را كه جلال الدين متذكر مىشود ، جنبهء علمى تحققى نيز به خود مىگيرد . براى اثبات نظريه جلال الدين يك راه ديگر نيز وجود دارد . كه كلىتر وروشنتر است و آن اين است كه اگر چه كيفيات اولى ( اصلى ) اشياء خارج مانند بعد ، شكل ، درجهء مقاومت حركت ، به اصطلاح مكتب دكارت منتقل از حواس ومغز وجود دارد . ( 2 ) با اين حال براى افراد انسانى پس از جبهه گيرى وتعيين روش حيات ، از بىطرفى خارج شده بوسيله راهى كه براى حيات انتخاب شده است ، حذف وانتخاب مىشوند . بعضى از دانشمندان اين تمايز را تحت عنوان ادراك اكتسابى بحث مىكنند . پل فولكيه مىگويد : « مدركات اكتسابى يك حس عبارت از خواص اشياء مىباشد كه حس مزبور بر اثر تربيت خاص و در نتيجه خاطره ها وتداعىها كسب مىكند ، مثلًا باصره داراى دريافت اكتسابى سرما ( يخ وبرف ) گرما ( آهن گداخته ) مقاومت ( زمين خشك يا يخ بسته ) است همچنين ما صداى موتور هواپيما را از موتور اتومبيل تميز مىدهيم » ( 3 ) البته احتياج به تذكر نداريم كه چشم انداز جلال الدين در اين مسئله عالىتر

هامش
( 1 ) خلاصه فلسفه ، پل فولكيه ، ص 156 . .
( 2 ) در مقابل كيفيات فرعى وثانوى مانند بو ، طعم . . .
( 3 ) مأخذ مزبور ، ص 161 . .