( ( 3426 ) ) منفذى يابد در آن بحر عسل
آفتى را نبود اندر وى عمل
( ( 3427 ) ) غرّهاى كن شيروار اى شير حق
تا رود آن غرّه بر هفتم طبق
( ( 3428 ) ) چه خبر جان ملول سير را
كى شناسد موش غرّه شير را
( ( 3429 ) ) بر نويس احوال خود با آب زر
بهر هر دريا دلى نيكو گوهر
( ( 3430 ) ) آب نيل است اين حديث جانفزا
يا ربش در چشم قبطى خون نما
آيه
« يا أَيَّتُهَا اَلنَّفْسُ اَلْمُطْمَئِنَّةُ اِرْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . فَادْخُلِي فِي عِبادِي واُدْخُلِي جَنَّتِي 89 : 27 - 30 . » ( 1 ) ( اى نفس آرامش يافته در حالى كه خدا از تو راضى و تو از او خشنودى به سوى خدايت برگرد ، در دسته بندگانم داخل شو وگام به بهشت بگذار ) . « اِهْدِنَا اَلصِّراطَ اَلْمُسْتَقِيمَ 1 : 6 » ( 2 ) خداوندا ، ( ما را به راه راست هدايت فرما ) .
( ( 3414 ) ) همچو آدم زلَّتش عاريّه بود
لاجرم اندر زمان توبه نمود
( ( 3415 ) ) چون كه اصلى بود جرم آن بليس
ره نبودش جانب توبهء نفيس
جرم عاريتى وجرم ذاتى چه معنا دارد ؟
مقصود از عاريتى در اين گونه مباحث با معناى عارضى تقريبا مساوى است ، يعنى عاريتى پديده ايست كه عوامل خارج از ذات آن را به وجود آورده و به عنوان يكى از شئون عارضى صفتى براى انسان شده است .
جرم مربوط به اصل وذات چنان كه از لفظش برمىآيد ، يكى از شئون ذات
هامش
( 1 ) سوره الفجر ، آيهء 27 و 28 و 29 . .
( 2 ) سوره الفاتحه ، آيهء 6 . .